نوشته‌های دسته‌بندی شده در ‘علاءدین(حسن) محمدی، مبارز شرافتمند’

رفیق علاءالدین(حسن) محمدی

هیچ مبارز شرافتمندی در مقابل سختی ها شانه خالی نمی کند.رفیق حسن متولد 1338 فرزند یک خانوادۀ زحمت کش بود و از دوران کودکی کار کردن را شروع کرده، با زحمت و زندگی کارگران و زحمت کشان از نزدیک آشنائی داشت. او که در محلۀ کارگری خزانۀ فلاح ( تهران) زندگی می کرد، مدتی کارگر تعمیرگاه شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در نارمک بود. نزد رفقای همکارش به » حاجی» شهرت داشت و از احترام و اعتماد ویژۀ آنان برخوردار بود. صفا و صمیمیت و کردار انسانی او زبان زد فامیل و دوستانش نیز بود.
رفیق حسن » علی واحدی» در تشکیلات » راه کارگر» فعالیت می کرد، جوهر انقلابی و قاطعیت مبارزاتی خود را به ویژه در روزهای سیاه و سخت به نمایش گذاشت. در سال های 61 و 62 که عمق و دامنۀ بی سابقۀ سرکوب رژیم هار شدۀ اسلامی، فشار امنیتی طاقت فرسایی را بر سازمان های سیاسی تحمیل می کرد و جابه جائی های انسانی و تدارکاتی برای بقاء رزمندۀ سازمان در مناطقی با چنان محدودیت هائی مواجه بود که گاه رفقای شناخته شده و تحت تعقیب، مجبور می شدند در خانه هایی که احتمال میرفت » سوخته» باشند، زندگی کنند، دستگیری کسی که از محل زندگی رفقای فعال در محیط یا محل اختفای رفقای فراری و از قرارگاه های تدارکاتی خبر داشت، می توانست منشاء نگرانی هائی برای ضربات جبران ناپذیر باشد. رفیق حسن ( علی واحدی) در سال 61 با انرژِی و ایمان خلل ناپذیری در انجام برنامه های مربوط به جابه جائی های رفقا و امکانات تدارکاتی، وظایفی به عهده گرفته و با نهایت مسئولیت و جدیت به انجام رسانده بود. رفیق حسن هنگام دستگیری، بسیاری از کارگران پیشرو و فعال در کارخانجات را می شناخت، با مسئولین هسته های کارگری آشنا بود، محل سکونت بسیاری از کارگران مرتبط با سازمان را می دانست و از محل زندگی تعدادی از اعضای سازمان و پایگاه های تدارکاتی اطلاع داشت. اما با دستگیری وی هیچ یک از این اطلاعات به دست دشمن نیفتاد و هیچ فشار و شکنجه ای نتوانست زبان او را باز کند.
در دوره ای که خود او به خاطر لو رفتن خانه اش و تحت تعقیب بودن، برای مدتی نزد رفیق دیگری زندگی می کرده، یکی از نزدیکان متمکن وی به دیدارش رفته و پیش نهاد می کند او را از هر جهت تامین و تحت حمایت خود قرار می دهد، مشروط بر آن که حسن دست از فعالیت سیاسی بردارد. رفیق حسن پیش نهاد ریش سفید، » خیرخواه» را که برای او احترامی هم قائل بوده، مؤدبانه رد می کند و پس از رفتن او، به رفیقش می گوید: « زنده ماندن به چه قیمتی؟ هیچ مبارز شرافتمندی نباید در مقابل سختی ها شانه خالی کند».
رفیق حسن در ابان سال 1362 به همراه رفیق شهید دیگری ( نام مستعار) برسر قرار دست گیر می شود. آنان سعی می کنند از چنگ پاسداران بگریرند، اما بالاخره پس از شلیک هوائی و محاصره، دستگیر می شوند و هر دو در 17 مهرماه 1364 اعدام می گردند.
یاد این کارگر کمونیست و وفادار به آرمان و » سازمان کارگران انقلابی، همواره زنده خواهد ماند.

اکتبر 3, 2009 at 1:50 ب.ظ. بیان دیدگاه


ما بسیاریم

دفتر یاد بود جانباختگان راه کارگر

تقویم

مه 2012
د س چ پ ج ش ی
« نوامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

خوراک‌ها


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.