نوشته‌های دسته‌بندی شده در ‘کوروش کیانی، صداقت و مهربانی و مردم دوستی’

رفیق کوروش کیانی

وی اکثر اوقات خود را با زحمت کشان و جوانان محل می گذراند و به مشکلات و مسائل آنان گوش می داد و در حل مسائل انان به کمک شان می شتافت.رفیق کوروش کیانی به سال 1336 در شهرستان ممسنی واقع در استان فارس به دنیا آمد. دوران تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در شهرستان ممسنی و سپس در شیراز سپری نمود. در سال 1354 به عنوان دانشجوی رشتۀ پزشکی وارد دانشگاه تهران شد.
با اوج گرفتن حرکت توده های زحمت کش و دانشجویان علیه رژیم منفور شاهنشاهی پا به عرصۀ مبارزه گذاشت و تا اخرین لحظۀ زندگی اش به آرمان و خلقش وفادار ماند و سرانجام نیز در راه سوسیالیسم جان باخت.
کوروش علا رغم این که در یک خانوادۀ فئودالی و نسبتاً مرفه متولد شده بود، خیلی سریع از جایگاه طبقاتی خویش کنده شد و در راه رهائی انسان ها گام نهاد و به آموختن مارکسیسم- لنینیسم، علم رهائی پرولتاریا روی آورد.
اخلاق کمونیستی و انسان دوستانه و از خود گذشتگی رفیق تأثیر به سزائی بر روی اطرافیان و جوانان محل و همسایه هایش گذاشته بود. و تمامی اهل محل علارغم خصلت آنتی کمونیستی شان که بر اثر تبلیغات بورژوازی، ملاکان و رژیم جمهوری اسلامی به وجود آمده بود، او را به عنوان یکی از صادق ترین و شریف ترین انسان ها می شناختند و به حرف های او اعتماد می کردند. وی اکثر اوقات خود را با زحمت کشان و جوانان محل می گذراند و به مشکلات و مسائل آنان گوش می داد و در حل مسائل انان به کمک شان می شتافت. از این طریق رفیق رابطۀ عمیقی با توده های اطراف خود برقرار کرده بود.
عمل کردها و برخوردهای کوروش حتّی روی عناصر » حزب الله» رژیم اثر گذاشته بود. طوریکه تعداد زیادی از جوانانی که بر اثر تبلیغات و احساسات، جزو چماق به دستان رژیم بودند، از رژیم کنده شده و جذب نیروهای انقلابی شده بودند.
رفیق از هرگونه امکان جهت پیش برد اهداف انقلابی و کمونیستی اش استفاده می نمود.
او از جمله کسانی بود که پرچم مبارزه علیه فئودال ها را در منطقه بلند کرده بود و با توجه به این که نوک حمله متوجه اقوام و خویشان درجه اول خود او بود، می توان درجۀ صداقت انقلابی او را دریافت. همیشه در صفوف اول تظاهرات خواستار مصادرۀ زمین های خوانین و بزرگ مالکان بود. و از این بابت مورد محبوبیت تودۀ مردم قرار گرفته بود. رفیق با اعلام موجودیت » راه کارگر» به سازمان ما پیوست و برای مدت کوتاهی در تهران و سپس در شهرستان ممسنی فعالیتش را شروع نمود. با کار شبانه روزی رفیق و دیگر رفقا و به وجود اوردن تشکل های دمکراتیک در میان معلمان، دانش آموزان، دانش جویان و … به تبلیغ و ترویج نظریات سازمان پرداخت و در مدت کوتاهی تشکیلات » راه کارگر» در منطقه به وزنه ای سنگین تبدیل شد و می توان گفت به فعال ترین و محبوب ترین تشکیلات در منطقه تبدیل شد.
از خود گذشتگی، تحمل درد و مشکلات، انتقادهای بجا و سازنده، هنر دوستی و هنرمندی در رشتۀ موسیقی، نشاط و شور انقلابی، صداقت و مهربانی و مردم دوستی و دیگر خصلت های بارز رفیق، وی را از سایر روشن فکرهای در خود فرورفته و محفل گرا جدا ساخته بود.
بیت زیر همیشه وِرد زبان رفیق بود و در زندگی و مبارزه اش هیچ وقت و هیچ لحظه ای آن را فراموش نکرد:
» ما زنده از آنیم که آرام نداریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست»
رفیق علاقۀ زیادی به کوه نوردی و کارهای جمعی داشت و همیشه در این موارد پیش قدم بود. علارغم جنب و جوش و فعالیت شبانه روزی، هیچ وقت خستگی و احساس درد در چهرۀ رفیق دیده نمی شد. در سخت ترین لحظات،سخت ترین مسئولیت ها را
می پذیرفت و برای سایر رفقا به مثابۀ پدر، دوست، برادر، مشاور و واقعاً رفیق بود.
بر اثر نفوذ زیاد کمونیست ها و نیروهای انقلابی در توده های زحمت کش و سایر اقشار جامعه و انزجار بیش از حد مردم نسبت به رژِیم، پاسداران رژیم قبل از حمله به سایر شهرستان ها به نیروهای کمونیست و انقلابی در اسفند 1359 به خانه و کاشانۀ عناصر انقلابی در این شهرستان حمله نموده و تعداد زیادی از مردم را دستگیر نمودند. رفیق کوروش نیز بر اثر حساسیت رژیم نسبت به نفوذ وی در توده ها و به ویژه معلمان، دانش آموزان، دانش جویان و … در اواسط تابستان 1360 با حملۀ شبانۀ پاسداران سرمایه به خانۀ وی، دستگیر و روانۀ زندان کازرون گردید.
علارغم این که رفیق در طول دورۀ بازداشت، امکان فرار برایش فراهم شده بود، ولی به دلیل در نظر گرفتن این که سایر زندانیان، اعم از مردم عادی یا هواداران سازمان های دیگر و حتّی رفقای هوادار » راه کارگر» امکان فرار نداشتند، ترجیح داد از امکان فرار خود صرف نظر کند تا مبادا اثر بدی در ذهنیت سایر زندانیان بگذارد. در بی دادگاه رژیم اسلامی، با دفاع انقلابی و کمونیستی از سازمان و آرمانش به مرگ محکوم گردید و در سحرگاه چهارم مهر ماه 1360 با نثار خون خود در راه سوسیالیسم، وفاداریش را به طبقۀ کارگر و آرمانش تا آخرین لحظۀ زندگی ثابت نمود.
رفیق همچنین در پایان وصیت نامه اش، تنها دارائیش را که باغچۀ کوچکی بود که با کار و دست خود آن را بارور کرده بود، به یکی از دهقانان بی زمین دهکده شان هدیه نمود.
علارغم فشار و محدودیت های رژِیم نسبت به تشییع جنازۀ رفیق، مردم به طور وسیع در مراسم عزاداری رفیق شرکت نموده و بدین طریق نفرت و انزجار خود را از رژیم اعلام کردند.

اکتبر 5, 2009 at 9:49 ق.ظ. بیان دیدگاه


ما بسیاریم

دفتر یاد بود جانباختگان راه کارگر

تقویم

مه 2012
د س چ پ ج ش ی
« نوامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

خوراک‌ها


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.