رفیق عبدالله …..

سپتامبر 28, 2009 at 3:16 ب.ظ. بیان دیدگاه

سرعت انتقال و روحیۀ هُشیاری رفیق عبدالله در سال های آخر دهۀ 30 در خانواده ای زحمت کش به دنیا آمد. آنها که اصلاً همدانی بودند، در تهران حوالی میدان خراسان زندگی می کردند. رفیق نیز از ابتدا طعم فقر را چشیده و با مشکلات و محرومیت های زحمت کشان آشنا شد. این چنین بود که شخصیت وی در بطن مبارزات توده های مردم شکل یافته و به وی استعداد مبارزۀ انقلابی را بخشیده بود.
رفیق عبدالله که رفقایش او را با نام » حسن» می شناختند، از همان آغاز به «راه کارگر» پیوست و طی سال های 58 و 59 همواره یکی از فعال ترین رفقای بخش عمومی و محلات پائین شهر بود. در پائیز 59 رفیق دستگیر شده و شش ماه اسارت پر تحرک را در زندان اوین گذراند. اما با هُشیاری تمام توانست در عین حال که از افراد با روحیه و فعال در حرکات داخل زندان بود، دشمن را وادار به آزادی خود کند. به طوری که پس از آزاد شدنش، مزدوران رژیم که از این کار خویش پشیمان شده بودند، به طور دائم خانۀ او را زیر نظر داشته و مدام سراغش را می گرفتند.  اما رفیق عبدالله در همین زمان به تلاش برای ارتباط گیری مجدد با سازمان مشغول بود و همان طور که شگردهای دشمن را خنثی می کرد، از اواخر خرداد دوباره به فعالیت مرتبط پرداخت. روز 3 تیرماه 60، یعنی چند روز پس از سرکوب خونین سی ام خرداد که سراسر شهر در قرق قمه به دستان بود، مجدداً به هنگام فروش نشریۀ » راه کارگر» در خیابان مصدق دستگیر شد. این بار نیز رفیق با سرعت انتقال و روحیۀ هُشیاری که داشت، توانست ضمن آن که در کمیتۀ کاخ جوانان مورد بازجوئی قرار گرفته بود، مزدوران را با زیرکی فوق العاده ای فریب داده و پس از 5 روز آزاد شود و با اعتقادی فزاینده که حملات رژیم تنها آن را عمیق تر می کرد به ادامۀ مبارزه بپردازد. در مهر ماه سال 60 که با سلطۀ تمام عیار سرکوب و سختی طاقت فرسای مبارزه، لحظۀ آزمون مدعیان مبارزه فرا رسیده بود، رفیق عبدالله به عضویت سازمان درآمد و با انضباط و عزمی بیش از پیش فعالیت انقلابی را دنبال کرد. در 30 آذر همان سال سر یک قرار در خیابان برای سومین بار مزدوران رژیم او را دستگیر کردند. رفیق در طول سه ماهی که پیش از شهادت در زندان به سر برد، همچنان روحیه ای بسیار عالی داشت، به طوری که در میان رفقای هم سلول و هم بند، از محبوبیت فراوانی برخوردار گشت.  تا سرانجام در روزهای آخر اسفند یا اوایل فروردین، به سان معمایی ناگشوده برای دشمن با وجدانی آرام و مطمئن و بلشویک وار مرگی سرخ را پذیرا شد.

Advertisements

Entry filed under: عبدالله .....، روحیه ای شگفت انگیز.

رفیق سارا …..(اسم مستعار) رفیق کوروش یکتا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

سپتامبر 2009
د س چ پ ج ش ی
    اکتبر »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: