رفیق لطیفۀ نعیمی

اکتبر 2, 2009 at 5:28 ق.ظ. بیان دیدگاه

اگر محو طبقات و تحقق کمونیسم، حکم گریز ناپذیر تاریخ است، پس مبارزۀ لطیفه به هدر نرفته و او با خون خود بر حکم تاریخ امضاء نهاده است.یکی از مشخصات و نیز یکی از نتایج انقلاب بهمن، سیاسی شدن زنان کشور و کشیده شدن خیل عظیم آنان به عرصۀ مبارزۀ فعال سیاسی بود. آگاه ترین این زنان که دریافتند منشاء استبداد، عامل باز تولید آن، و ریشۀ کلیۀ ستم های اجتماعی که بر مردم ایران اعمال می شود، در نظام سرمایه داری است؛ به مبارزۀ سوسیالیستی روی آوردند. رفیق لطیفۀ نعیمی یکی از این مبارزان راه سوسیالیسم بود.
لطیفه که در سال 1337 در یک خانوادۀ متوسط در شیراز متولد شده بود و هنگام وقوع انقلاب در پلی تکنیک تهران درس می خواند، فعالانه در انقلاب 57 شرکت کرد و پس از قیام بهمن به » سازمان چریک های فدائی خلق ایران» پیوست و در بخش » پیشگام» این سازمان در پلی تکنیک به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. با تولد » راه کارگر» افق روشن تری برای مبارزۀ سیاسی انقلابی در برابر چشمان لطیفه گشوده شد و وی به صفوف پویندگان » راه کارگر» ملحق شد و سرانجام نیز در همین راه جان باخت.
رفیق لطیفه در 1359 به شیراز منتقل شد و فعالیت تبلیغی خود را در محلات آغاز نمود و در برخی از مناطق، مسئولیت پخش را به عهده گرفت. لطیفه در همین مأموریت چابکی و تحرک کمونیستی خود را نشان داد و تا قبل از 30 خرداد 1360، با همکاری دیگر رفقای پر کار و پر شور، تمامی شهر شیراز را زیر چتر تبلیغی سازمان گرفت. صداقت و صفائی که در روی خوش و همیشه خندان لطیفه و در رفتار انسانی و مملو از عاطفۀ او آشکار بود، سهم چشم گیری در جلب اعتماد همۀ کسانی داشت که از طریق او به » راه کارگر» کمک می کردند و امکاناتشان را در اختیار سازمان می گذاشتند. قدرت امکان سازی لطیفه، از خصائص انسانی و انقلابی او بر می خاست.
رفیق لطیفه در عین عطوفت و مهربانی وافری که در قبال مردم زحمت کشِ دور و بر خود و رفقای هم رزمش داشت، رفیقی منضبط و پیگیر بود و بر سهل انگاری، تن آسائی، لیبرالیسم و انفعال طلبی اغماض نمی کرد و با تمام قدرت در برابر تجلیّات آن قد راست می کرد. او به سادگی از خود می گذشت و لزوم از خود گذشتگی در مبارزه برای او به قدری محرز بود که انتظار داشت همه را مثل خود از خود گذشته ببیند. فداکاری انقلابی او زمانی در محک آزمون قرار گرفت که در بحبوحۀ پی گرد و سرکوب تابستان و پائیز سال 60، او داوطلب گردید تمامی قرارهای خیابانی خطرناک یکی از رفقا را که به دلیل مشکلات امنیتی ویژه، خود مجاز به اجرای آنها نبود، ضمیمۀ قرارهای خیابانی خود ساخته و خطری دو چندان را به جان خرد. لطیفه بی باکی خود را نیز با اجرای منظم و منضبط کلیۀ قرارهای تشکیلاتی اش در شرایطی که تمام شهر زیر کنترل وجب به وجب اوباشان حزب الله بود، به ظهور رسانید. او در اوج مخاطره نسبت به هر خطر شخصی بی اعتناء بود. او یک مبارز با اراده بود و محرک او در این مبارزه، ایمان راسخ او به پیروزی حتمی سوسیالیسم و تنفر بی کران او از نظام بهره کشی سرمایه داری بود. رفیق لطیفه در ارادۀ انقلابی اش استوار بود، و این استواری را زمانی از خود بروز داد که مبارزه از شرایط علنی و نیمه علنی به مبارزۀ زیر زمینی مبدل شد. او در این دورۀ انتقال در صف رفقائی قرار گرفت که هیچ گونه تزلزل و تردیدی به خود راه ندادند و با گرایشات راست و انفعال طلبی قاطعانه مبارزه کردند. لطیفه هنر مبارزه در شرایط مخفی را به سرعت می آموخت و روحیۀ جنگندۀ خود را پرورش می داد. او در سال 61 به پیروی از ره نمود سازمان مبنی بر استقرار فعالین در محیط های کار و زندگی زحمت کشان، به عنوان پرستار در یکی از درمانگاه های شیراز که محل مراجعۀ اقشار زحمت کش بود، مشغول به کار شد و در اواسط همان سال با یکی از رفقای هم رزم خود ازدواج کرد و پس از آن به تهران منتقل شد.
در فروردین سال 62، لطیفه در تور پلیس رژیم اسلامی گرفتار شد و شکنجه های خشن رژیم اسلامی نتوانست در استواری ارادۀ او خللی وارد سازد. او به جرم وفاداری به کمونیسم، در مهرماه سال 62 به جوخۀ اعدام بسته شد و تیرباران گشت.
اگر قطعی است که رژِیم جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد، اگر برچیده شدن بساط بهره کشی سرمایه داری و پیروزی سوسیالیسم و اگر محو طبقات و تحقق کمونیسم، حکم گریز ناپذیر تاریخ است، پس مبارزۀ لطیفه به هدر نرفته و او با خون خود بر حکم تاریخ امضاء نهاده است.

وصیت نامۀ رفیق:
لطیفه نعیمی فرزند ؟ شماره شناسنامه ؟ متولد 1337
پدر و مادر عزیزم سلام
امیدوارم که حالتان خوب باشد، از این که باعث ناراحتی تان شدم متأسفم و امیدوارم که مرا ببخشید. من در تاریخ 26 فروردین دستگیر شدم، دو هفته بعد در 11 اردیبهشت به اوین منتقل شدم و در روز 9 مهر اعدام می شوم. از این که نتوانستم بهتر از این باشم متأسفم، از قول من به خواهر و برادرانم سلام برسانید، امیدوارم که همۀ آنها موفق و خوش بخت باشند، اگر روزی – را دیدید سلام مرا به او برسانید و بگوئید امیدوارم که مرا ببخشند، هرچند که خودم هرگز نتوانستم. به پدر و مادر – سلام برسانید و به خاطر زحماتی که به آنها دادم معذرت بخواهید، از قول من گردن بند را به مادرش بدهید و بگوئید که حفظش کردم و باید پیش خودش باشد. هرچه که دارم متعلق به – است، اگر توانستید به او بدهید و بگوئید که خوش حالم که با او زندگی کردم هر چند خیلی کوتاه بود.
وسائلم یک کیف سفید است، برای نعیمه دوخته ام. یک پارچه رودوزی کردم که تمام نشده است، مال مامان است، برای بابا می خواستم تسبیح هسته خرما درست کنم که موفق نشدم، متأسفانه برای بقیه هم نتوانستم چیزی درست کنم. مبلغ 1200 تومان و حلقه و ساعتم در وسائلم می باشد.
……………………………………… ( قسمت های نقطه چین توسط زندانبانان قلم خورده است). زندگی خوبی را برای آنان که می مانند آرزو می کنم. از قول من به همه سلام برسانید، به خصوص عمه سرور و دائی جان و دختر عمه ام و از این که باعث ناراحتی شان شدم، معذرت بخواهید. از خانوادۀ – از قول من تشکر کنید. از همۀ کسانی که به نحوی باعث آزارشان شدم معذرت می خواهم و امیدوارم که مرا ببخشند. در صورتی که ………………………
به امید موفقیت همۀ عزیزانم و پیروزی لطیفه نعیمی

Advertisements

Entry filed under: لطیفۀ نعیمی، رفتار انسانی و مملو از عاطفه.

رفیق رافیک نوشادیان کَزازی رفیق علی اکبر نعمتی عرب

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: