رفیق ابراهیم نجاران

اکتبر 2, 2009 at 2:00 ق.ظ. بیان دیدگاه

مبارزات دلیرانۀ این کمونیست رزمنده برای برقراری جامعه ای آزاد و فارغ از ستم و بهره کشی الهام بخش تمامی یارانش در تداوم راه اوست.در شهریور ماه سال 1367 رفیق ابراهیم نجاران پس از سه سال و نیم اسارت در جریان توطئۀ قتل عام زندانیان سیاسی، به وسیلۀ جلادان رژیم اسلامی اعدام شد و با شهادت او سازمان ما یکی از رزمندگان وفادار و ثابت قدم خود را از دست داد.
رفیق ابراهیم که در سازمان ما او را با نام های مستعار محسن و منوچهر می شناختند، در سال 1336 در روستای کولج طالقان در یک خانوادۀ زحمتکش به دنیا آمد. شرایط سخت زندگی خانوادگی و محرومیت حاکم بر زندگی روستائیان، از همان ابتدا کینۀ عمیق او را نسبت به بی عدالتی و نظام تبعیض و استثمار برانگیخت. کینۀ مقدسی که آتش آن تا آخرین لحظۀ حیاتش در سینه اش شعله می کشید. دوران تحصیل را ابتدا در طالقان و بعد در تهران گذراند و سپس در رشتۀ جغرافیائی شبانه دانشسرای عالی تهران (دانشگاه تربیت معلم) پذیرفته شد. در دانشگاه رفیق ابراهیم با توجه به زمینۀ کاملاً مساعدی که داشت جذب فعالیت های انقلابی شد و در این زمان که مقارن با اواخر سلطنت ستم شاهی و اوج گیری مبارزات توده ای بود، در فعالیت های صنفی و سیاسی با تمام قوا شرکت جست و هم زمان با پذیرش مارکسیسم به عنوان تنها راه رهائی کارگران و زحمتکشان، ایدئولوژی طبقۀ کارگر را پرچم و راه نمای مبارزۀ انقلابی خود قرار داد. بعد از پیروزی قیام بهمن و مدت کوتاهی پس از شروع فعالیت » راه کارگر» او به عنوان یکی از فعالین پرشور آن با تمام توان خود به سازمان ما پیوست.
با ارتباط با شوراهای دهقانی، در سازمان دهی دهقانان زحمتکش منطقۀ طالقان تلاش نمود. با همکاری تعدادی از فعالین منطقه، موفق به سازمان دهی کتاب خانه های سراسری و متعدد در سطح منطقۀ طالقان شد که از آنها استقبال وسیعی به عمل آمد و در ادامۀ همکاری اش با دیگر نیروهای انقلابی محلی، ائتلافی تحت نام » اتحاد زحمتکشان طالقان» ایجاد گردید که با فعالیت های مرتب تبلیغاتی باعث آشفتگی تمامی ارگان های سرکوبگر رژیم در سطح منطقه شده بود. در سال 59 رفیق بنا به ضرورت های تشکیلاتی و نیز محدودیت های امنیتی که در منطقه داشت، فعالیتش را در تشکیلات شهر کرج آغاز نمود و با تلاشی خستگی ناپذیر وظایف تشکیلاتی انقلابی خود را همه جانبه هم در شهر کرج و هم در ارتباط با سازمان دهی نیروها در منطقۀ طالقان پیش می برد.
پس از خرداد 60 استعداد انقلابی رفیق بیش از پیش شکوفا شد و او نشان داد که در شرایط سخت سرکوب نیز انقلابی ای تواناست. او در هر فعالیت ریز و درشتی که امکانش را می یافت، فعالانه شرکت می جست. در سازمان دهی نیروها، وصل مجدد رفقای قطع ارتباط شده، شعار نویسی، پخش اوراق تبلیغی، ارسال اعلامیه و نشریه به منطقه و یا هر فعالیت دیگر. و در کنار همۀ اینها به عنوان کارگر کار می کرد. شعارهائی که رفیق با خط زیبایش در محلات زحمتکش نشین کرج نوشته است، سال ها پس از آن هم چنان بر روی دیوارهای این محلات به چشم می خورد. در اوائل سال 61 رفیق ابراهیم در همکاری با دیگر نیروهای انقلابی منطقه، موفق به انتشار خبرنامه ای تحت عنوان » خبرنامۀ کرج- قزوین- زنجان و طالقان» شد که از کارآئی خوبی برخوردار بود. تمام اینها در شرایطی صورت می گرفت که به علت حساسیت پلیس او به صورت مخفی زندگی می کرد و محدودیت های زیادی برای پیش برد فعالیتش داشت و به همین علت مجبور شد مدتی فعالیت خود را تغییر دهد. هم زمان با نقد پوپولیسم در سازمان و سمت گیری کارگری، رفیق ابراهیم مجدداً در یکی از محلات کارگری کرج مستقر شد. در این دور او قادر شد به عنوان سازمانگری توانا و موفق با توده های مردم درآمیزد و مبارزاتشان را سازمان دهی نماید. وی با شرکت در تشکل های مختلف، با ارتباط گیری وسیع و با تلاش در جهت حل مسائل و مشکلات و خواسته های مردم محل، به زودی تبدیل به یکی از چهره های محبوب و مورد اعتماد آنان شد. با وجود آن که مدت کوتاهی از سکونتش در محل می گذشت، به خاطر دل سوزی، محبت و هم یاری ای که نسبت به مردم نشان می داد، خانه اش محل رفت و آمد و مراجعۀ اهل محل برای حل مسائل و مشکلات شخصی و اجتماعی شان شد. از کارگر، راننده، سرباز، عضو شورای محل، گردانندگان تعاونی و غیره برای صحبت و هم فکری به وی مراجعه می کردند. در این مدت او توانست حرکات مؤثری را در راستای خواسته های مردم، تشکل یابی و مبارزه با اِعمال نفوذ جاسوسان رژیم در محل سازمان دهی نماید و همراه با این، رفیق کمترین امکان برای گسترش ارتباط با کارخانجات منطقه را از دست نمی داد و به همین دلیل همیشه در جریان اخبار و مسائل تعداد قابل توجهی از کارخانجات منطقه بود و در جهت سازمان دهی مبارزات کارگران این کارخانه ها بیشترین تلاش را به عمل می آورد. رفیق ابراهیم در تابستان سال 61 ازدواج نمود. همۀ کسانی که با رفیق ابراهیم فعالیت تشکیلاتی داشته اند، او را رفیق سرزنده، با نشاط ، منضبط و با پشت کار یافته اند. یکی از رفقای تحت مسئولیتش می گفت هر وقت او را می بینم، روحیۀ عالی و با نشاطش کلی در من تأثیر می گذارد و به من روحیه می دهد. او سازمان دهی توانا، در تشکیلات شهر کرج ِ سازمان بود. حساسیت و دقت رفیق در زمینۀ مسائل امنیتی یکی از خصوصیات بارز او بود. او کمونیستی بردبار و محجوب بود و در عین حال در طرح ضعف ها و انتقادات رفقایش از صراحت لازم برخوردار بود. در اواخر سال 63 به علت تراکم مسائل امنیتی و حساسیت زیادی که عوامل رژیم نسبت به وی پیدا کرده بودند، رفیق به شهر ساری منتقل شد. در جریان این انتقال و به احتمال زیاد، به علت خیانت یک عنصر خود فروخته، رفیق همراه با همسرش در سال 1364 دستگیر شد و بلافاصله به اوین منتقل گردید و تحت شکنجه های شدید قرار گرفت. با وجود آن که به خاطر همکاری فرد خائن ذکر شده با رژیم، سازمان تا 6 ماه از دستگیری رفیق غیر مطلع مانده و نتیجتاً از اطلاعات او عقب نشینی نشده بود، اما به خاطر ایستادگی و مقاومت رفیق ابراهیم در مقابل تمامی شکنجه ها، رژیم در پیش برد مقاصدش برای وارد کردن ضربۀ بیشتر ناکام ماند. ماه ها شکنجه وحشیانه نتوانست ذره ای از مقاومت و ارادۀ آهنینش بکاهد و لب راز دارش را بگشاید. 11 ماه پس از دستگیری در اولین ملاقاتی که با یکی از افراد فامیلش داشت، در مقابل این نصیحت که از موضعش کوتاه بیاید، قاطعانه ایستاد و از حقانیت مبارزه اش دفاع کرد و انگشت روی ستم و تبعیض و بی عدالتی حاکم بر جامعۀ ما گذاشت. در ملاقات دیگری گفته بود حتّا اگر سرم برود، از مواضعم دفاع می کنم. سال های اسارت رفیق در زندان های اوین، ساری، قزل حصار و گوهردشت، همراه با روحیۀ عالی و حماسی و به همین دلیل عمدتاً در سلول های انفرادی گذشت. رژیم بارها از او درخواست مصاحبه و توبه می کند که همیشه با نه قاطع و محکم رفیق مواجه می شود.
پس از پایان جنگ ایران و عراق و آغاز کشتار عام زندانیان سیاسی، جنایت کاران رژیم اسلامی که کینۀ عمیقی نسبت به رفیق ابراهیم داشتند، جزو اولین دسته از زندانیان سیاسی در شهریور 67 (احتمالاً 7 شهریور) این کمونیست سرسخت و مقاوم را به شهادت رساندند. نحوۀ شهادت رفیق بنا به قولی تیرباران و بنا به قول دیگری خفگی توسط گازهای سمی بوده است. رفیقی در مورد شهادت رفیق ابراهیم چنین نوشته: پیکر پر افتخارش را در حصارک کرج (گورستان امامزاده محمد) دفن کرده اند. بعد از شنیدن خبر، موجی از غم و خشم سراپای مردم دردمند طالقان و تمام دوستان و آشنایانش را فرا گرفت و این حاصل رفتار انقلابی و شایسته رفیق بود که از نفوذ توده ای بسیار زیادی برخوردار بود. مردم با این احساس که مبارزی صدیق را از دست داده اند، در فکر فردای گرفتن انتقامی سخت از جلادان تمامی رفقای شهیدمان می باشند. اگرچه اکنون دیگر ابراهیم در میان ما نیست و آدم کشان رژیم فقها او را از ما گرفتند، ولی یاد عزیز او در خاطرۀ زحمتکشان روستاهای طالقان، در قلب کارگران و زحمتکشان محلات فقیر نشین کرج زنده است. او در آرزوهای کسانی که دوستش داشتند و او دوستشان داشت، جاویدان است. مبارزات دلیرانۀ این کمونیست رزمنده برای برقراری جامعه ای آزاد و فارغ از ستم و بهره کشی الهام بخش تمامی یارانش در تداوم راه اوست.

Advertisements

Entry filed under: ابراهیم نجاران، رزمنده وفادار و ثابت قدم.

رفیق محّمد نجّار (اسم مستعار) رفیق ضیاءالدین نادری

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: