رفیق سیروس مرادی (کاک بهروز)

اکتبر 3, 2009 at 8:52 ق.ظ. بیان دیدگاه

در آسمان پرستارۀ شب مرگ زای ایران تحت سیطرۀ فقها، سیروس هم چون ستاره ای درخشید و امیدوار، مژدۀ فرا رسیدن سحر را داد و رفت.موج ترور و اختناق پس از خرداد 60، کاک بهروز را از میان ما ربود. کاک بهروز اما با ایستادگی خود در دخمه های اوین، سرراست، پاسخ انقلابیون کمونیست را به رژیم تازیانه و چوبه های دار اعلام کرد، مقاومت، تا آخرین نفر، تا آخرین نفس.
رفیق سیروس مسئول ارتباطات تشکیلات سنندج با پیش مرگان بود. او در سال 1339 در سنندج چشم به جهان گشود، زندگی کرد، به تحصیل پرداخت و در همین شهر بود که در جریان انقلاب سال 57 دوش به دوش خلق کرد که همراه دیگر خلق های سراسر کشورمان به پا خاسته بود، به طور فعال شرکت کرد. پس از سرنگونی رژیم شاه و روی کار آمدن رژیم ضد انقلابی فقها نیز یک دم از پا ننشست. در جنبش حق طلبانۀ خلق کرد که اوج نوینی یافته بود، به فعالیتی بی امان و پی گیر پرداخت و در جنگ های متعدد خلق کرد ، خصوصاً در جنگ های اول و دوم سنندج، فعالانه شرکت کرد.
عشق و علاقۀ کاک بهروز به مردم زحمت کش و امیدش به رهائی آنان از ستم ملی و طبقاتی، او را به سمت سازمان دهی آنان کشاند. هم راه با این عشق و شور و انگیزه های انقلابی، آگاهی و تسلط او به مبانی مارکسیسم – لنینیسم، او را به سمت » راه کارگر» رهنمون شد. بدین طریق به صفوف رزمندگان » راه کارگر» پیوست و از همان آغاز پیوستنش تمام توان خود را صرف پیش برد خط سرخ این تشکیلات و سازمان دهی مقاومت کارگران و زحمت کشان کُرد علیه اجحافات، تعرضات رژِیم اسلامی و مرتجعین محلی نمود. او در کار تشکیلاتی نیز فردی منظم، پی گیر و شجاع بود، به این خاطر مسئولیت پخش نشریات تشکیلات در شهر سنندج و هم چنین مسئولیت رابطه میان پیش مرگان و تشکیلات شهر به او سپرده شد. او در راه انجام وظایفش از هیچ جان فشانی دریغ نمی نمود و همواره با آغوش باز طالب وظایف سنگین تر و پر خطرتری می شد. به خاطر این خصوصیات بود که محبوب رفقایش بود.
رفیق سیروس اولین بار در آبان ماه سال 60 در حین انجام مأموریتی، به همراه یکی دیگر از رفقای هم رزمش در پاسگاه راه سنندج – تهران دستگیر شد و به زندان افتاد. اما به خاطر فداکاری رفیق هم راهش، که تمام » جرائم» را به عهده گرفته بود، از زندان آزاد گردید. مزدوران رژیم که پس از آزادی او از زندان، در پی یافتن مدارکی مربوط به او، متوجه خطای خود شده بودند، به سرعت به تعقیب او پرداختند، اما دیگر دیر شده بود و رفیق سیروس بی درنگ به صفوف مبارزان » راه کارگر»، راه آزادی و سوسیالیسم بازگشته بود.
رفیق بلافاصله پس ار آزادی از زندان، آمادگی خود را برای ادامۀ فعالیت انقلابی اعلام کرد و از طرف تشکیلات منطقه برای انجام مأموریتی به تهران اعزام گردید. و این در شرایطی بود که بعد از 30 خرداد، رژیم جنایت کار فقها تمام امکانات و نیروی جهنمی خود را برای سرکوب نیروهای انقلابی به خدمت گرفته بود. در چنین شرایطی آزادی رفیق سیروس چندان به طول نیانجامید و برای بار دوم در تهران دستگیر گردید، همان گونه که قبل از دستگیری در راه رهائی طبقۀ کارگر مبارزی پی گیر و شجاع بود، در اسارت نیز ثابت قدم و استوار به مبارزۀ خویش ادامه داد. اسرار تشکیلاتی را در سینه حفظ نمود و حتّی تا مدتی دژخیمان رژیم نتوانستند نام و تا مدتی دیگر نشانی از او دریابند. مزدوران رژیم پس از آگاهی از نام و نشانی رفیق سیروس و اطلاع یافتن از این که وی از طرف نیروهای امنیتی رژیم در سنندج نیز تحت تعقیب می باشد، او را مجدداً به زیر وحشیانه ترین شکنجه ها بردند. اما رفیق سیروس هم چنان محکم و استوار مقاومت کرد و از دادن اسرار تشکیلاتی و اطلاعاتی خود داری کرد. تا آن که مزدوران رژیم خشمگین و ناکام از به دست آوردن اطلاعات، در تاریخ 14 بهمن 60، تن مجروح و شکنجه شدۀ وی را در مقابل جوخۀ اعدام زندان اوین قرار دادند.
شهادت قهرمانانۀ کاک بهروز در راه آزادی و سوسیالیسم، نه تنها سرسختی و پی گیری تا پای جان کمونیست ها را در مقابل یورش ارتجاع به نمایش نهاد، بلکه در عین حال یک بار دیگر تعهد کمونیست ها را در عمل به شعار حق تعیین سرنوشت برای خلق ها و خودمختاری به ثبوت رساند. خلق کُرد و سایر خلق های ایران در نمونه هائی از نوع کاک بهروز، منبع اعتماد خود را به کمونیست های واقعاً انقلابی و جنبش کارگری ایران می یابند. آری، در آسمان پرستارۀ شب مرگ زای ایران تحت سیطرۀ فقها، سیروس هم چون ستاره ای درخشید و امیدوار، مژدۀ فرا رسیدن سحر را داد و رفت.
* * *

واپسین شعر رفیق خسرو گلسرخی

من هیمه ام برادر خوبم
نه آن که فکر کنی سرد است
من در تهاجم کولاک
یک جا تمام هیمه های جهان را،
انبار کرده ام در پشت خانه ام
و در تفکر یک باغ آتشم به تنهائی
من هیمه ام برادر خوبم
بشکن مرا برای اجاق سرد اتاقت
آتشم بزن!
من هیمه ام برادر خوبم
بشکنم برای حریق!

Advertisements

Entry filed under: سیروس مرادی، منظم، پی گیر و شجاع.

رفیق مهناز(منیژه) معنوی پرست رفیق علیرضا مدیری ( کاک مجید)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: