رفیق علی مهدی زاده ولوجردی

اکتبر 3, 2009 at 3:38 ق.ظ. 2 دیدگاه

، بلشویک وار رو در روی جوخۀ اعدام سینه سپر کرد و به خاک افتاد. و به این وسیله تا واپسین دم حیات، به تعهدش نسبت به طبقۀ کارگر و زحمت کشان استوار ماند. چیزی که هیچ گاه از یادها نخواهد رفترفیق علی مهدی زاده ولوجردی ( منوچهر ) در یک خانوادۀ زحمت کش در سال 1324 متولد شد. وی از همان اوان جوانی – حدود سال 1339 – مبارزه اش را در جبهه ملی آغاز کرد، و به همین مناسبت نیز در سال1341مدتی بازداشت شد. علی در جستجوهای انقلابی اش که در جهت تضمین منافع توده ها بود، به سلاح دوران ساز مارکسیسم – لنینیسم مجهز شد، از آن پس برای ترویج و تبلیغ مارکسیسم انقلابی، نقش فعالی به عهده گرفت. وی در شکل دادن بعضی از محافلی که از سال های چهل به بعد به همین منظور پا گرفته بود، پی گیرانه شرکت داشت. و از زمرۀ کمونیست هایی بود که تشکیلات » ستاره سرخ» را بنیان نهادند و در گسترش آن نقش تعیین کننده داشتند. رفیق علی در همین رابطه و تداوم مبارزۀ انقلابی خود، در سال پنجاه دستگیر شد. او زیر شکنجه های دژخیمان ساواک سرسختانه مقاومت کرد و لب از لب نگشود. در جریان دادگاه گروه، به منظور گم راه کردن و بستن دست رژیم از اعدام رفقائی همچون علیرضا شکوهی که خطر اعدام تهدیدشان می کرد، به ابتکار و پیش نهاد علی، همۀ متهمین بدون توجه به سطح پرونده شان، دفاع ایدئولوژیک کردند. این طرح در بی دادگاه رژیم با موفقیت اجرا شد که حاصل آن ده سال زندان برای علی بود.
همۀ آنها که از سال پنجاه در زندان های تهران زندانی بودند، جسارت انقلابی و روحیۀ قوی علی را به خوبی می شناسند. رفیق از جمله کسانی بود که در سازمان دهی مقاومت زندان نقش قابل تحسینی داشت و به همین جرم نیز مدتی از زندان تهران به زندان تبریز تبعید شد. علی در سخت ترین و سیاه ترین شرایط زندان همواره مسلط و پرتوان در جهت فعال کردن زندان، سازمان دادن آن و ایجاد یک فضای انقلابی نقش فعالی داشت. وی بی گمان جزئی از مقاومتی بود که ساواک را به زانو درآورد. او یکی از بنیان گذاران » سازمان راه کارگر» بود و در تمام پروسۀ شکل گیری نظری و تشکیلاتی آن، شرکت داشت.
به دنبال مبارزات توده ها در آستانۀ قیام و باز شدن در زندان ها، علی نیز همچون سایر فرزندان انقلابی خلق از زندان رها شد و بلافاصله به جنبش انقلابی پیوست و در قیام، با تمام وجود خود شرکت کرد و در سازمان دهی مبارزات توده ها با همۀ قدرت خود کوشید. رفیق علی کادر برجستۀ جنبش کمونیستی و یکی از چهره های افتخار آفرین سازمان ما بود. وی با شور و علاقۀ انقلابی و مسئولیت پذیری کمونیستی، وظایف مختلف تشکیلاتی را به انجام می رساند و برای پیش برد آن لحظه ای درنگ نداشت. تداوم بی وقفۀ این مبارزۀ انقلابی منجر به بازداشت وی در تاریخ دهم فروردین شصت و دو گردید. این بار نیز علی با مقاومت انقلابی و ارادۀ کمونیستی خود، همۀ تلاش شکنجه گران رژیم فقها را – که هارتر از سلف خود بودند- بی ثمر گذاشت و از میان آوار شکنجه و فشار، سرفراز بیرون آمد.
سرانجام در تاریخ هفتم آبان شصت و دو علی مهدی زاده که تمام طول زندگی خود را وقف انقلاب کرده بود، بلشویک وار رو در روی جوخۀ اعدام سینه سپر کرد و به خاک افتاد. و به این وسیله تا واپسین دم حیات، به تعهدش نسبت به طبقۀ کارگر و زحمت کشان استوار ماند. چیزی که هیچ گاه از یادها نخواهد رفت، بی پیرایگی کمونیستی و صفای این فرزند وفادار خلق بود …
اکنون از علی پسری به جای مانده است که خود با یاد کرامت دانشیان، نام او را کرامت گذاشته بود. بی گمان کرامت جز راه کرامت و علی نخواهد رفت. چنین باد!

وصیت نامۀ رفیق:

علی مهدی زاده ولوجردی، فرزند حسین، شماره شناسنامه 1008 متولد 1324
با درود به همگی عزیزانم، اکنون که زندگی را بدرود می گویم، آرزوی سلامتی و موفقیت همگی شما را دارم، بابت من هم نگران و ناراحت نشوید، من از زندگی گذشتۀ خودم تا این لحظه راضی هستم، امیدوارم شما هم از من راضی باشید.
همسر عزیزم و پسرم شما هم از من ناراضی نباشید ( اسم همسر) عزیزم می دانم همیشه باعث دردسرت بودم. انتظار دارم صبور باشی، پسرم را خوب تربیت کنی. در این مورد یادت باشد بچه احتیاج دارد که در میان هم سالان خود باشد، پس سعی کن او را به مهد کودک بفرستی، به او خوب رسیدگی کن، سعی کن هیچ گاه عصبانی نشوی، می دانم بدون من فشار زندگی ترا ناراحت می کند، اما یادت باشد این فشارها نبایستی متوجه پسرمان بشود. خوب زندگی کن، سعی کن انسان مفیدی باشی، از خانواده ات به خاطر تمام زحماتشان تشکر کن و به خاطر تمامی زحمات، عذرخواهی مرا به آنها برسان. به خصوص پدر و مادرت را که بسیار مورد علاقه ام بودند ………………………………………………………………………
دوستدار همگی شما بوده و هستم و می دانم همیشه در قلب همگی شما جا دارم، همان طور که شما همیشه در قلب من جا داشتید. بخصوص ( نام همسر) عزیزم، تو که همیشه دوستدارت بوده ام و تو کرامت ( پسرش) عزیزم که تا آخرین لحظه عکس زیبایت زندگی شیرین و همۀ لحظات آن را در تمامی وجودم جاری می ساخت. این را بدانید من همیشه زنده ام و همیشه با شما خواهم بود ………………
آنها به عنوان یادگار من به همسرم تعلق دارد، تنها یک تسبیح از هستۀ خرما ساخته شده که به برادرم ( نام برادر) تقدیم می دارم. البته شرمندۀ او هستم، چون همیشه باعث زحمت و دردسر او بوده ام.
پدر و مادرم، (اسم برادر)، ( اسم برادر)، (اسم خواهر) روی همه شان را می بوسم، به همسرانشان درود می فرستم و بچه ها را می بوسم (اسم همسر) روی تو را می بوسم و دست تو را می فشارم. کرامت عزیزمان را می بوسم.
( نام پدر زن) و ( نام مادر زن) را درود می فرستم و می بوسم. خدمت برادران (نام همسر) و خواهران او درود می فرستم و آرزوی سلامتی همگی را دارم. خلاصه خدمت تمامی خاله ها و دایی ها و فامیل خودم و همسرم سلام و درود دارم.
این برگ در 19 سطر تنظیم شد که به منزلۀ وصیت نامۀ من در تاریخ 7/8/62 … ثبت شد. ارادتمند همگی: علی مهدی زاده ولوجردی 7/8/62 امضاء

Advertisements

Entry filed under: علی مهدی زاده ولوجردی، کادر برجستۀ جنبش.

رفیق پرویز میربها رفیق حسین مؤمنی

2 دیدگاه Add your own

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: