رفیق عبدالله کرمی

اکتبر 5, 2009 at 3:59 ق.ظ. بیان دیدگاه

صمیمیت، صداقت و فداکاری او در زندگی شخصی و تشکیلاتی اش زبان زد همگان بود و اعتمادی که شخصیت او در دیگران ایجاد می کرد، راه گشای تبلیغ سریع عقایدش بود.در یکی از روزهای فروردین 61، قلبی دیگر از تپش باز ایستاد و کمونیستی دیگر به دست مزدوران جنایتکار ولایت فقیه در خون غلطید.
رفیق عبدالله کرمی در سال 1337 در خانواده ای زحمت کش در تهران به دنیا آمد. پدرش کارگر شهرداری بود و عبدالله از کودکی چهرۀ کریه فقر را در دستان پینه بسته و کمر خمیدۀ پدر شناخت. از آنجا که کینۀ فشرده در قلبش با سلاح آگاهی نیامیخته بود، همیشه در پی یافتن پاسخی برای توضیح وضع موجودشان بود و به همین جهت جرقه های انقلاب بهمن خرمن کینۀ قلبش را به یک باره شعله ور ساخت و با اولین حرکات توده ای به صف عظیم انقلاب پیوست.
پس از پیروزی قیام بهمن و به روی کار آمدن مجدد حکومتی ضد خلقی و ضد کارگری برای تحقق آرمانش – که آزادی و سوسیالیسم بود- پی برد که می باید علیه رژیم جدید مبارزه کند و بلافاصله پس از اعلام موجودیت » راه کارگر» فعالیت تشکیلاتی خود را با سازمان ما آغاز نمود.
از آنجائی که خود فرزند به درد آشنای زحمت کشان بود، به سرعت استعداد و توانائی خود را در سازمان دهی مبارزات محله شان » میدان خراسان» نشان داد و بدین جهت با وجود این که سابقۀ طولانی ای در مبارزه نداشت، در مدت کوتاهی به عضویت سازمان پذیرفته شد.
عبدالله در انجام وظایف تشکیلاتی اش، کوشا، جدی و توانا بود. صمیمیت، صداقت و فداکاری او در زندگی شخصی و تشکیلاتی اش زبان زد همگان بود و اعتمادی که شخصیت او در دیگران ایجاد می کرد، راه گشای تبلیغ سریع عقایدش بود.
رفیق عبدالله قبل از 30 خرداد 60، در هنگام فعالیت تشکیلاتی به وسیلۀ مزدوران رژیم دستگیر و روانۀ زندان شد. با هوشیاری که از اعتماد عمیق او به مبارزه نشأت می گرفت، توانست مزدوران را بفریبد و بنابراین بدون آن که حتّی نام خود را فاش کند، با نام مستعار، 6 ماه مدت محکومیت خود را گذراند و مجدداً به رفقای هم سنگرش پیوست.
پس از 30 خرداد 60، برای دومین بار به دام افتاد و این بار نیز پس از آن که مسافتی طولانی از دست عناصر رژیم گریخته بود، دستگیر شد. این بار نیر توانست با پنهان داشتن هویت تشکیلاتی اش، پس از چند روز از بند رها گردد.
از آنجائی که لحظه ای از حرکت باز نمی ایستاد، در فاصله ای کوتاه برای بار سوم به دست عناصر رژیم افتاد. این بار که پاسداران سرمایه به عزم راسخ و ایمان عمیق او به آرمان های تشکیلاتی اش پی برده بودند، بدون این که به او فرصت دهند که حتّی خانواده اش را از دستگیری خود مطلع سازد، حکم اعدام او را صادر کردند و این حکم در یکی از روزهای فروردین ماه 61 به اجرا درآمد.
با شهادت رفیق عبدالله کرمی، ستاره ای دیگر بر آسمان پر ستارۀ سازمان ما و جنبش کمونیستی کشورمان نقش بست. ستاره های درخشانی که کارگران و زحمت کشان را در عبور از ظلمت استثمار و بندگی، به سوی افق روشن رهائی رهنمون می شوند.

Advertisements

Entry filed under: عبدالله کرمی، فرزند درد آشنای زحمت کشان.

رفیق بهروز کرمی رفیق علی اصغر کرمی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: