رفیق حسین قاضی(عضو دفتر سیاسی)

اکتبر 6, 2009 at 4:58 ق.ظ. بیان دیدگاه

الگوی ممتاز و برجستۀ یک کادر کمونیست

سحرگاه 3 آبان سال 63، رفیق حسین قاضی رزمندۀ ثابت قدم جنبش کمونیستی میهن ما با گام های استوار و چهرۀ همواره مصمم خود در برابر جوخۀ اعدام قرار گرفت. هرچند با به خاک افتادن او طبقۀ کارگر ایران یکی از دلیرترین و خستگی ناپذیرترین سازمان گران خود را از دست داد، ولی حسین در طول حیات پربار مبارزاتی اش چنان نقشی در پرورش کادرهای جوان سازمان ما و ارائۀ الگوئی از سبک کار و شیوۀ زندگی یک کادر انقلابی کمونیست ایفا کرده است که نه تنها یاد زیبای او بلکه اثر کار کمونیستی و خصائل ارزندۀ او از تار و پود سازمان ما نازدودنی است.
حسین در سال 1326 در یک خانوادۀ متوسط در شهر اصفهان متولد شد، دورۀ دبستان و دبیرستان را در همان شهر به پایان رسانید و در سال 1346 وارد دانشگاه صنعتی تهران شد و در رشتۀ برق به تحصیل پرداخت. ورود وی به دانشگاه مصادف بود با اعتلای جنبش دانشجوئی و شکل گیری سازمان های چریکی در ایران. حسین هم که دارای خمیرمایۀ قوی از صداقت و جسارت انقلابی بود، به سرعت به مشی چریکی جلب شد و در سال 48 به عضویت » سازمان مجاهدین خلق» که یکی از دو سازمان اصلی چریکی آن دوره بود پذیرفته شد. او به سرعت در این سازمان رشد کرد و در سال 50 به عنوان مسئول نظامی یکی از تیم های عملیاتی پیش تاز سازمان مزبور انتخاب گردید. او همچنین به دلیل کارآئی عملی و قدرت ابتکارش در پیش برد وظائف تازه و دشوار یکی از اعضای اصلی اکیپ تدارکاتی » سازمان مجاهدین خلق» نیز بود و در تهیه سلاح های لازم برای مسلح کردن تیم های نظامی این سازمان نقش فعالی داشت.
در تابستان سال 1350 که ضربۀ سنگینی به «سازمان مجاهدین خلق» وارد شد و بخش مهمی از کادر رهبری این سازمان در یورش ساواک به اسارت دشمن درامد، حسین همان طور که شایستۀ او بود با روحیه ای قوی و استوار با اولین ضربۀ سنگین دشمن روبرو گردید و دورۀ سخت مزبور که ساواک جنایت پیشۀ شاه به طور متوالی به سازمان او ضربه می زد، به خوبی نشان داد که رزمندۀ دلیری است که در شرایط سخت نه تنها خود را نمی بازد، بلکه با هُشیاری و سرسختی بیشتر جنگ را ادامه می دهد. در همین دوره بود که به دلیل جسارت و قاطعیت خود برای شرکت در عمل بزرگ ربودن شهرام پسر دردانۀ اشرف پهلوی انتخاب شد. او در اجرای این طرح که در پائیز سال 50 صورت گرفت، یکی از 4 نفر مجریان اصلی تیم عملیاتی بود. هرچند که این طرح در حین اجرا شکست خورد، اما قاطعیت و جسارت حسین، نقش به سزائی در موفقیت عقب نشینی تیم مزبور از صحنۀ عملیات داشت. رفیق حسین قاضی نه تنها در این عمل نظامی مهم، بلکه در پراتیک مبارزاتی طولانی خود و در تمامی مقاطع حساس و دشوار نشان داد که روحیۀ قوی و قاطعیت اراده خصلت پایدار و برجستۀ اوست.
حسین در اواخر سال 50 در تور ساواک گرفتار شد. او در دورۀ بازجوئی و شکنجه نیز با همان روحیۀ قوی و سرسختی ویژه ای که خاص او بود با دشمن روبرو گردید. به سختی شکنجه شد اما با وفاداری و رازداری انقلابی اش اسرار سازمانی را حفظ نمود و از آنجا که دشمن نتوانست اطلاعات مهمی ار فعالیت سازمانی او به دست آورد، فقط به 6 سال زندان محکوم گردید.
حسین در زندان نیز به طور فعال در سازمان دهی مبارزۀ زندانیان سیاسی شرکت داشت. او همچنین به دلیل رازداری و استحکام بارزش، نقش مهمی در سازمان دهی ارتباط با خارج زندان، جمع بندی تجارب بازجوئی و امنیتی و انتقال آن به سازمان خارج از زندان بر عهده داشت. در سال 51 به عنوان یک زندانی » نا آرام» به زندان عادل آباد شیراز انتقال یافت. در شورش بزرگ زندانیان سیاسی شیراز در سال 52، به عنوان یکی از 13 تن مسببین اصلی شورش شناخته شد و به سختی شکنجه شد. او که با روحیۀ شاد و قوی خود، یکی از چهره های محبوب زندان بود، در شرایط اختناق سنگینی که پس از آن بر زندان شیراز سایه افکند، تحمل شرایط را برای رفقای دربندش آسان می نمود.
حسین در سال 53 در اثر یک دور مطالعۀ جدی و در پرتو دانش زندۀ مبارزاتی اش، مارکسیسم – لنینیسم را به عنوان ایدئولوژی و علم رهائی پرولتاریا پذیرفت و بدین ترتیب افق تازه ای در برابر کار انقلابیش گشوده شد. او پس از آزادی از زندان هم راهِ هم رزمانِ هم فکرِ زندانی خود، فعالانه در پایه گذاری سازمان ما شرکت کرد. حسین که سازمان گری برجسته بود، در سازمان ما نیز بیش از هر چیز به منزلۀ یک مربی تشکیلاتی برجسته درخشید. او در ارتباط نزدیک و فشرده با رفقای شهید علیرضا شکوهی و مهران شهاب الدین، در ساختن تار و پودی محکم برای سازمان ما و در پاکیزگی صفوف آن از پیرایه های غیر پرولتری نقش مهمی به عهده داشت. او که دارای کوله باری ارزشمند از تجربۀ تشکیلاتی بود، به منزلۀ معلمی توانا در پرورش نسل جدید کادرهای انقلابی در سازمان ما نقش به سزائی داشت. بسیاری از کادرهای جوان سازمان ما او را با نام مستعار » رفیق بهرام» از نزدیک می شناختند. تمام این رفقائی که در کنار بهرام کار تشکیلاتی کرده اند، بی تردید او را الگوی ممتاز و برجستۀ یک کادر کمونیست همه جانبه دانسته و خصائل عالی اخلاقی و سبک کار کمونیستی او را یک سرمشق زنده برای آموختن یافته اند.
بهرام به دلیل تواضع و صمیمیت خاص، به راحتی با رفقای هم رزم و تشکیلاتی خود پیوندی سرشار از عشق و اعتماد رفیقانه برقرار می نمود. او در عین حال که نسبت به ضعف ها و اشتباهات رفقایش، صریح و قاطع برخورد می نمود، اما به دلیل احساس مسئولیت بی پیرایه و رفیقانه اش، تندی طبیعی انتقاد را برای آنها هرچه بیشتر قابل تحمل می ساخت. حسین در عین حال که به عنوان عضو کمیتۀ مرکزی و دفتر سیاسی، همواره مسئولیت های سنگینی بردوش داشت، اما از انجام وظایف کم اهمیت تر نیز طفره نمی رفت. برای او کار سیاه وجود نداشت و هر کار و وظیفۀ تشکیلاتی، چه خُرد و چه بزرگ برایش مقدس بود.
حسین دارای ثبات نظر بود و هیچ گاه دچار تزلزل و نوسان در نظراتش نمی شد. او در عین حال هرگاه به نادرستی نظری می رسید، با تواضع کامل آن را می پذیرفت و با قاطعیت و پی گیری خاص خود در پیش برد آن می کوشید. حسین به دلیل استحکام نظری و اعتقاد راسخش به مشی پرولتری، نسبت به رفیقان نیمه راه، چه آنها که دچار پاسیفیسم و انفعال شدند و چه آنها که در لجنزار مشی اپورتونیستی حزب توده فرو رفتند، کاملاً بی اعتماد بود و قاطعانه هرگونه سرنخ و ارتباطی را با آنها قطع می نمود.
رفیق حسین قاضی از سرشتی پولادین برخوردار بود. او در شرایط سخت و دوره های بحران هم چون پولاد آب دیده تر می گردید. این خصلت بهرام هم راه با هوشیاری و تسلط او به فن مبارزه با پلیس، موجب شد که پس از 30 خرداد 60، که سرکوب هار و افسار گسیختۀ رژیم فقها آغاز شد، نقش بارزی در انطباق ساخت تشکیلاتی سازمان بر شرایط سرکوب سخت ایفا نماید. او که در شرایط سرکوب هُشیارتر و پر کار تر می شد، با تلاش شبانه روزی در جمع بندی و تنظیم رهنمودهای امنیتی می کوشید و قاطعانه در جهت نظارت بر اجرای آن تلاش می کرد. بهرام در نیمۀ اول سال 62 نیز که سازمان ما یکی از خطیرترین دوران حیات خود را می گذرانید و دشمن با تمام قوا بر روی سازمان ما متمرکز شده بود، پهلوانانه در همۀ جبهه ها با پلیس سیاسی رژیم جنگید و فعالانه در پاک کردن سرنخ ها و پر کردن شکاف ها شرکت جست و پیش رَوی دشمن را سد نمود. او در مهر ماه سال 62 در آخرین مرحلۀ پاک سازی سرنخ های پلیس، به همراه همسر قهرمانش نسرین، در تور پلیس دشمن گرفتار شد و به اسارت درآمد. بیش ار یک سال زیر شکنجه های وحشیانۀ جلادان خمینی قرار داشت.اما او که قبل از آن در شکنجه گاه های رژِیم ستم شاهی کارکشته و آب دیده گشته بود، در آخرین نبرد دشوار و پر غرورش نیز قهرمانانه جنگید و با مقاومت طولانی و پهلوانانه اش، دشمن را زبون و خوار ساخت. شهادت رفیق حسین ضربۀ سنگینی بر پیکر سازمان ما بود، اما او که بلشویک وار در صفوف این سازمان برای رهائی پرولتاریا جنگید، الگوی ارزنده ای برای ما به یادگار گذاشت که با پیکار ما برای رهائی طبقۀ کارگر، جاودانه خواهد ماند.

Advertisements

Entry filed under: حسین قاضی، رزمندۀ ثابت قدم جنبش کمونیستی.

رفیق طاهر قنبری رفیق هاجر فیضی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: