رفیق عادل طالبی

اکتبر 10, 2009 at 4:00 ق.ظ. بیان دیدگاه

رفیق جان بر سر پیمان نهاد تا خاطره اش، همچون زندگیش، در قلب و روح کارگران و زحمت کشان شور افکند و به نبرد تا به آخر فرا خواند.هنگامی که در تابستان شوم 67،داس مرگ رژیم جهنمی ولایت فقیه از جبهه های جنگ ارتجاعی به سوی زندان ها برگشت، او جزو اولین گروه هائی از زندانیان سیاسی بود که جانیان حاکم با ریختن خونشان در صدد بازسازی اقتدار در هم شکسته شان بودند. دژخیمان انتقام شکست مفتضحانه خود را می گرفتند، با این امید واهی که کارگران و زحمت کشان را از رهبران سازش ناپذیرشان محروم خواهند ساخت. غافل از این که اینان در قلب و روح توده ها زنده اند و خاطره شان لوحی نازدودنی که گذر زمان تنها می تواند بر درخشش اش بیافزاید.
و این گونه بود که او سربلند و گردن فراز به خیل عاشقان جاوید پیوست. زنده در خاطرۀ دوست داران ورزش که جسارت او را در افشای مسئولین خود فروخته و مزدوران ساواک، ستوده بودند. زنده در خاطرۀ کارگران و زحمت کشان جنوب که حضور فداکارانۀ او را در کنارشان به ویژه در شرایط جنگی فراموش نخواهند کرد. و بالاخره زنده در خاطرۀ کارگران ساختمانی، کارگران کارخانجات جادۀ کرج و عموم زحمت کشانی که سال های متمادی در غم ها و شادی شان شریک بود و در مبارزه علیه سرمایه داران زالو صفت و چکمه پوشان حامی آنان، تنهایشان نگذاشته بود. زنده به عنوان خاطرۀ یک رفیق فداکار، یک مبلغ توانا و یک کارگر پیشرو کمونیست!
رفیق عادل طالبی (ابراهیم) در سال 1331 در خانواده ای متوسط چشم به جهان گشود. پدرش یک قهوه چی و از فدائیان فرقۀ دمکرات بود. رشد او در فضای سیاسی خانواده، از همان ابتدای شکل گیری شخصیتش، موجب کشش وی به سمت آرمان های ترقی خواهانه گردید. ورود او به دبیرستان همزمان بود با اوج گیری تبلیغات رژیم منفور پهلوی پیرامون اصلاحات ارضی و «دست آوردهای» آن. رفیق عادل با نگارش انشائی که در آن «انقلاب» سفید شاه و مردم را «انقلاب» سیاه شاه بی مردم نامیده بود، مخالفت خود را با این تبلیغات دروغین عیان ساخت و حساسیت مسئولین را به شدت برانگیخت. اما چند صباحی از آغاز دورۀ دبیرستان نگذشته بود که به دلیل بیماری پدرش ناچار تحصیل را رها کرد و برای امرار معاش خانواده به کارگری مشغول شد. اما از آنجا که شخصیتی بی قرار و جسور داشت به ورزش روی آورد و در سن 17 سالگی قهرمان ملی بوکس شد و به همراه تیم ملی بوکس برای انجام مسابقه ای عازم رومانی گردید. اما پس از دو سال در اعتراض به حق کشی های معمول و دخالت های مزدوران ساواک در امور ورزشی در برابر تماشاچیان بر روی رینگ بوکس، به افشای مسئولین خود فروخته پرداخت. و در ادامۀ همین درگیری ها و برای خلاصی از شرّ مزدوران ساواک در اواخر دهۀ 40 به تبریز سفر کرد. سفری که مسیر زندگی آتی اش را رقم زد.
رفیق عادل در تبریز در تماس با محافل سیاسی، با کتاب های صمد بهرنگی آشنا شد. کتاب های صمد، به ویژه شخصیت انقلابی او، عادل را تماماً دگرگون ساخت و او را به فعالیت سیاسی سوق داد. در همین زمان، با مرگ پدر مسئولیت خانواده را به گردن گرفت، اما با این وجود، عشق به مبارزه و تلاش برای تماس با فعالین سیاسی در وجود او فروزان تر شد.
از سال 55 با چند تن از زندانیان سیاسی رها شده از بند پهلوی، تماس نزدیک برقرار کرد. با اوج گیری انقلاب، فعالانه در تظاهرات توده ای و سپس در قیام مسلحانۀ بهمن فعالانه شرکت نمود. پس از قیام، فعالیت سیاسی خود را با چریک های فدائی خلق ادامه داد، اما از آنجا که عمیقاً با کار توده ای و سازمان دهی مبارزات کارگران عجین شده بود، به سرعت تناقض خط و مشی این سازمان و شرکت فعال در رهبری جنبش کارگری را دریافت و با پیوستن به سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) مرحلۀ جدیدی از فعالیت انقلابی خود را آغاز کرد.
در دورۀ پس از قیام، به عنوان یکی از فعالین شناخته شدۀ کارگری، نقشی مؤثر در سازمان دهی اعتصابات و تحصن های کارگری ایفا نمود. قبل از یورش اوباشان به خانۀ کارگر، رفیق عادل به عنوان یک کارگر پیشرو و مورد اعتماد تودۀ کارگر، به ویژه در میان کارگران ساختمانی از محبوبیت فراوانی برخوردار بود. رفقای کارگرش شیفتۀ خصوصیات و اخلاق انقلابی او بودند. او مبلغی توانا بود و به راحتی می توانست با یک سخنرانی ساده علیه سرمایه داران و پاسداران عمامه به سر سرمایه، به اعماق قلب و روح کارگران نفوذ کند و آنان را به مبارزه ای قهرمانانه برانگیزد.
در سال 62 به واسطۀ پی گرد پلیس سیاسی، زندگی مخفی را آغاز نمود. در سال 63 به دلیل شناخته شدگی بالا که زندگی مخفی را با مشکلات فراوان روبرو می ساخت، به ترکیه اعزام شد. اما پس از مدتی کوتاه به سبب علاقۀ شدیدی که به فعالیت در میان کارگران داشت، به ایران بازگشت.
رفیق عادل در اردیبهشت 64 همراه با رفقایی چون شهید (امیر) منصور کازرانی و شهید عبدالمجید سمیاری دستگیر شد و پس از مقاومتی جانانه – مدت ها از پذیرش این که نام او عادل طالبی است خودداری می کرد- به ده سال زندان محکوم شد و در زندان نیز فعالانه در برابر انواع اجحافات و زورگوئی های زندانبانان سرسختانه مقاومت نمود. طی چهار سالی که در بند دژخیمان فقیه زندانی بود، یک بار برای شرکت در مراسم چهلم مرگ برادرش که توسط یک پاسدار به قتل رسیده بود، به بیرون از زندان منتقل گردید. هنگامی که رفیق عادل به همراه پاسداران وارد مجلس ختم برادرش شد، مجلس دچار چنان تلاطمی شد که پاسداران همراه وی به شدت به وحشت افتادند. همۀ حضار به پا خاستند و برای عرض تسلیت و روبوسی با رفیق پیش آمدند. مزدوران رژیم باور نمی کردند که یک زندانی کمونیست از چنین محبوبیتی میان تودۀ مردم برخوردار باشد.
و سرانجام پس از چهار سال مقاومت قهرمانانه و پافشاری بر آرمان آزادی و سوسیالیسم، لحظۀ نبرد سرنوشت فرا رسید. رفیق عادل طالبی از اولین زندانیانی بود که در شهریور 67 در برابر هیأت تعیین تکلیف قرار گرفت و با صلابت آن «نه خونین» ندای سازش و خیانت را در گلوی دشمن خفه کرد. او سربلند و گردن فراز از میدان آخرین نبرد نیز پیروز برون آمد و جان بر سر پیمان نهاد تا خاطره اش، همچون زندگیش، در قلب و روح کارگران و زحمت کشان شور افکند و به نبرد تا به آخر فرا خواند. لوحی نازدودنی حک شده بر قلب کارگران و پرتوی رهنما به سوی رهایی!

Advertisements

Entry filed under: عادل طالبی، کارگر پیشرو و مورد اعتماد تودۀ کارگر.

رفیق حسن طباطبائی رفیق بهرام طاهرپور گل سفیدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: