رفیق اسماعیل شفیعی

اکتبر 12, 2009 at 6:59 ق.ظ. بیان دیدگاه

مستقل، با ثبات و متکی به خود رفیق اسماعیل شفیعی در سال 1340 در حوالی نظام آباد تهران، در خانواده ای مرفه و سنتی متولد شد. تضاد مذهب و سنت با تجدد و زندگی شهری و جایگاه مورد تبعیض او در خانواده، نخستین انگیزه های مبارزه را در او پرورش دادند. او از همان کودکی در تجربۀ زندگی فردی و خانواده گی اش، ضد انسانی بودن مناسبات موجود را لمس می کرد و در جنگ هر روزه اش برای به دست آوردن جزئی ترین خواسته های کودکی، با منطق مبارزه و پیروزی خو می گرفت، به طوری که هنگامی که پانزده سال بیشتر نداشت، مستقل، با ثبات و متکی به خود تصمیم می گرفت. او در همین دوره با خواندن کتاب های صمد بهرنگی، عباداللهی و رمان های مختلف اجتماعی و کتاب های پایه ای تاریخ و اقتصاد سیاسی مارکسیستی و تکامل، خیلی سریع به سوی سوسیالیسم علمی روی آورد و از سال 55 با شرکت در یک محفل دانش آموزی که در رابطه با یک محفل دانشجوئی فعالیت می کرد، با کار جمعی و با برنامه آشنائی یافت. او همچنین با شرکت مستمر در برنامه های کوه نوردی و جلسات آموزشی – تئوریک، گام های اولیه را برای راه پیمائی طولانی بر می داشت. او همواره در کار جمعی پیش قدم بود. با رفقا و همرزمان جدید خیلی زود جوش می خورد و صمیمی می شد.
جنبش توده ای سال 57 زمینه ای بود تا شور و ظرفیت انقلابی نهفته در او و ایمانش به توده ها را به نمایش بگذارد. در تب و تاب این دوره، دوستانش می دانستند که اسماعیل کجاست. هرکجای شهر که حرکتی بود، مبارزه ای جریان داشت و تظاهراتی برپا بود، او نیز حضور داشت. او بدون اغراق در اکثر تظاهرات تهران حضور فعال داشت، از تمامی اخبار شهر اطلاع داشت و هر شب با چهره ای دود اندود از لاستیک سوزی به خانه باز می گشت و با نشاطی امید بخش از آنچه می بایست فردا انجام می داد، صحبت می کرد.
پیروزی قیام، شکست » همه با هم بودن» و آغاز سمت گیری های معین تر طبقاتی و سیاسی بود. از محفل 12 نفری که رفیق در آن فعال بود، اکثراً به طیف اپورتونیست ها پیوستند، ولی او بدون در غلتیدن به انحرافات مختلف و در حالی که از پیوستن رفقای سابقش به طیف اپورتونیست ها سخت به درد آمده بود، بدون ارتباط با هیچ سازمانی به حضور فعالش در مبارزات مردم ادامه داد. » سلسله بحث های راه کارگر» برای اسماعیل افق جدیدی بود. او بلافاصله پس از اعلام موجودیت » راه کارگر» در آبان 58 به آن پیوست. او در دوره هائی که مسئولیت مبارزات دانش آموزی در مدارس هشترودی، منوچهری و البرز را داشت، پر شور و فداکار در پیش برد وظایف خود، همچون یک حرفه ای به طور تمام وقت کار می کرد. در دوره ای که تشکیلات زیر ضربه ی عوامل نفوذی راست قرار گرفت، بدون هیچ تزلزلی، یک بار دیگر قاطعیت انقلابی و کمونیستی اش را در مبارزه برای خلوص ایدئولوزیک » راه کارگر» و افشای سفسطه های شعبده بازانه حزب پرچم سفید توده و خائنین اکثریتی، نشان داد.
رفیق اسماعیل که در صفوف ما با نام مستعار » مهران» فعالیت می کرد، در 27 مهرماه 1360 در یورش پاسداران سرمایه به محل سکونتش دستگیر شد و 3 روز بعد در سحرگاه 30 مهر ماه 1360 بدون هیچ محاکمه ای به جرم کمونیست بودن تیرباران گردید.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد !

Advertisements

Entry filed under: اسماعیل شفیعی، شور و ظرفیت انقلابی.

رفیق احمد شفیع والی رفیق محمد شفیع والی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: