رفیق عنایت الله سلطان زاده

اکتبر 13, 2009 at 4:21 ق.ظ. بیان دیدگاه

« تنها توفان، کودکان ناهمگون می زاید » « تنها توفان، کودکان ناهمگون می زاید » (شاملو)
و توفانِ انقلاب کودکان ناهمگونی زائید. فرزندان انقلاب، عاصی در برابر ظلم و تشنۀ آزادی، نسلی که از توفان زائیده و خود تداوم دهندۀ آن شد. نسلی که شور مبارزه و عشق به توده ها را با آگاهی انقلابی در هم آمیخت و با این آمیزه حماسه ها آفرید. رفیق عنایت از این نسل بود. در سال 1328 در تبریز متولد شد و از کودکی تلخی محرومیت و مظالم جامعۀ طبقاتی را تجربه کرد. تا سوم دبیرستان در تبریز تحصیل کرد و دورۀ دوم متوسطه را در تهران به پایان رساند. رفیق سپس برای ادامۀ تحصیلات دانشگاهی در رشتۀ علوم به پونای هند رفت.
با پیوستن برادر بزرگ تر به مبارزۀ سیاسی، رفیق عنایت در یک فضای سیاسی رشد کرد. اما توفان انقلاب با تأثیری مضاعف او را به فعالیت انقلابی برانگیخت. عنایت در عین برخورداری از شور و شوق مبارزاتی عمیق، خواهان شناخت عمیق تر واقعیات جامعه و فرهنگ مارکسیستی بود. بدین ترتیب در تلاش برای هرچه عمیق تر کردن آگاهی انقلابی به همراه سایر رفقایش در ایجاد یک کتاب خانه در شهر پونای هند، شرکت کرد. با انتشار سلسله بحث های » راه کارگر»، او راه خویش را یافت و با انتشار مجدد این آثار در هند، در گردآوری هواداران سازمان و نیروهای نوین برای جنبش دانشجوئی نقش مؤثری ایفا نمود.
با اعلام موجودیت سازمان، رفیق عنایت به همراه رفیق رافیگ نوشادیان و چند رفیق دیگر واحد هواداری » راه کارگر» در هند را پایه گذاری کرد. پس از بازگشت به ایران، با فعالیت در میان دانش آموزان انقلابی و پرورش استعدادهای بسیاری در میان انان و سازمان دادن چندین شبکۀ توزیع نشریات سازمان در محلات پائین شهر و کارگر نشین، مبارزه را ادامه داد. رفیق عنایت همواره تلاش داشت که در راه مبارزه برای رهائی طبقه کارگر و زحمت کشان، از نمونه های درخشان مسئولین خود، از جمله رفیق یوسف آلیاری درس گذشت و فداکاری بیاموزد. آخرین مسئولیت تشکیلاتی رفیق، فعالیت تحقیقاتی حول مسائل ارضی جامعه مان بود که تا هنگام دستگیری ادامه داشت.
رفیق عنایت در اوایل دی ماه 60 در سرِ یک قرار تشکیلاتی که از طرف یک عنصر خائن و خود فروخته لو رفته بود، دستگیر شد. او که در برابر رفقای خود کم توقع و متواضع بود، با اتکاء به اعتماد به نفس و شجاعت انقلابی، در برابر دشمن ایستاد و حماسه آفرید. پس از دستگیری، شکنجه گران رژیم با وحشی گری پاهای رفیق را شکستند، اما هرگر قادر به شکستن ارادۀ استوار او نشدند. علیرغم شکنجۀ وحشیانه، هیچ یک از اسرار تشکیلاتی به دست دشمن نیفتاد و رفیق با مقاومت تحسین انگیزش توانست اسرار خلق را برای همیشه در سینۀ عاشق خود حفظ کند. وصیت نامۀ رفیق خود بیانگر آن است که او با چه آگاهی و شور عمیقی زندگی جاوید را برگزیده است. پس از چهل روز شکنجه، رژیم هار که از به زانو درآوردن او مأیوس شده بود، در سحرگاه 19 بهمن 60، او را به همراه گروهی دیگر از انقلابیون به جوخه های اعدام سپرد. عاشقی در خون غلطید، اما عشق جان تازه ای یافت. همان طور که رفیق عنایت خود نوشته است:

باشد که عشق جاوید ماند! و جاوید خواهد ماند!

وصیت نامۀ رفیق:
نام: عنایت نام خانوادگی: سلطان زاده نام پدر:ابراهیم تاریخ تولد: 1328

سلام به پدر، مادر، خواهران و برادران عزیز و تمام کسانی که دوستشان دارم. شاید مرگ من برای همگی غیر قابل تصور باشد، ولی سعی کنید برای خود بقبولانید که اوج زندگی مرگ است. پدر و مادر عزیز، من دوست داشتم زندگی شرافت مندانه داشته باشم و زندگی را به خاطر زیبائی هایش دوست داشتم. زندگی واقعاً زیباست، مرگ را هم به خاطر زیبائیش پذیرفتم. خواهران عزیز پاک و با شرافت زندگی کنید. مادران عزیز این را می دانم که مرگ من در روحیۀ شما خیلی تأثیر خواهد گذاشت، ولی با بزرگ کردن برادران و خواهرانم، روحیۀ خود را زنده نگه دارید. من نیز شادان و خندان به سراغ مرگ می روم، اگر خواستید سر قبر من بیائید، شادان و خندان بیائید. من چیزی در این دنیا ندارم که برای شما بگذارم، جز خاطره هایی که با هم داشتیم، همه را، تک تک تان را از دور می بوسم. شهین، آیدین را بزرگ کن و آخرین عکسی که دارم به عنوان هدیه برایش نگه دار. شاید یک مقدار احساساتی شده باشم، ولی چه می شود کرد. ناهید عزیز یاشار را بزرگ کن و بدان که یاشار را باید بزرگ کنی. پدر و مادران و تمام اقوام، تک تک شما را برای آخرین بار می بوسم، یاران عزیز تک تک شما را نیز برای آخرین بار می بوسم و سالگرد انقلاب را برای شما تبریک گفته و روزهای خوشی را برای شما آرزو دارم.باشد که مرگ من در روحیۀ شما تأثیر منفی نگذارد. به امید روزهای پر ثمر و برای اختران قشنگم.
زندگی را باور کنید.
و مرگ را باور کنید.
و به یک دیگر عشق بورزید عشق
عشق
عشق
باشد که عشق جاوید ماند و جاوید خواهد ماند.
عنایت سلطان زاده
ساعت 4 بعد از ظهر
19 / 11 / 1360

Advertisements

Entry filed under: عنایت الله سلطان زاده، اعتماد به نفس و شجاعت انقلابی.

رفیق مهدی سمیعی رفیق فرج الله ( بیوک ) سعیدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: