رفیق حمید رضوان

اکتبر 15, 2009 at 8:01 ق.ظ. بیان دیدگاه

دیری نخواهد پائید تا مردم ستم کشیدۀ ایران، بر جسد متلاشی شده رژیم جمهوری اسلامی بایستند بایستند و بگویند: « عمر تو به این دنیا نبود» !رژیم جمهوری اسلامی از بدو تأسیس خود، ماهیت ارتجاعی، ضد دمکراتیک و ضد انقلابی خویش را نه فقط در جهت گیری های کلی تاریخی و طبقاتی، بلکه همچنین در عمل کردهای روزمرّه و اقدامات بلاواسطه اش نیز آشکارا به نمایش می گذاشت. شکار و کشتار انقلابیون و مدافعین دمکراسی که از نخستین ماه های پس از سقوط رژیم سلطنتی به دست عمال رژیم جمهوری اسلامی صورت گرفت، یکی از عیان ترین نمودهای ماهیت این رژیم بود. اگر دمکراسی در ایران پا می گرفت، دیگر برای ولایت فقیه جائی نمی ماند؛ و از این رو برای استقرار ولایت فقیه، می بایست دمکراسی ریشه کن می شد. رژیمی که ذاتاً با حق حاکمیت مردم سر جنگ داشت و هنوز شش ماه از عمر منحوسش نگذشته، لشگرکشی فاشیستی برای سرکوب خونین حق خود مختاری خلق قهرمان کردستان را ترتیب داد، از دمکراسی و از جمله از مقاومت خلق کُرد آن چنان در وحشت بود که حتّی از رفت و آمد سادۀ افراد میان کردستان و سایر استان های کشور احساس خطر می کرد. رژیم افراد بسیاری را به خاطر رفت و آمد به کردستان – حتّی در موارد زیادی بدون آن که هیچ گونه دلیلی برای ارتباط آنها با جنبش خلق کُرد در دست داشته باشد- دستگیر، زندانی، شکنجه و شهید کرد؛ و رفیق حمید رضوان نیز یکی از همین ها بود.
رفیق حمید رضوان به همراه یکی از رفقایش، در تاریخ 21 بهمن سال 58 به هنگام بازگشت از یک سفر کوتاه به کردستان، توسط پاسداران دستگیر شد. آنان را به زندان مراغه بردند و برای آن که روشن شود چرا به کردستان رفته بودند، آنان را حدود دو هفته با شکنجه های زیاد تحت بازجوئی گرفتند و حتّی مراسم اعدام ساختگی برایشان ترتیب دادند. اما چیزی دستگیرشان نشد و مدرکی به دست نیامد. چهارم اسفند 58 برای شکنجه های مؤثرتر و بازجوئی های حرفه ای تر به کمک ساواکی های تازه مسلمان شده، آن دو را همراه یک گروه پاسدار مسلح، روانۀ کشتارگاه اوین در تهران کردند. در نیمه راه، به علت سرعت زیاد در یخ بندان و فقدان زنجیر چرخ، ماشین حامل رفقا با یک تریلر تصادف کرد. راننده کشته شده و رفیق رضوان و رفیق همراهش به سختی مجروح شدند. با وجود انتقال زخمی ها به بیمارستان امام صادق در قزوین، پاسداران، پزشکان بیمارستان را از هرگونه اقدام درمانی در مورد دو رفیق ما منع کردند و در نتیجه، رفیق حمید رضوان در ساعت 3 بعد از ظهر روز بعد، یعنی پنجم اسفند 58 از شدت جراحت و جلوگیری پاسداران از مداوای او، به شهادت رسید.
پاسداران جنایت پیشۀ رژیم ولایت فقیه، بی آن که از این حادثه اندک تأثری به خود راه دهند، کماکان از مداوای رفیق دیگر نیز که دچار شکستگی دست و پا شده بود، ممانعت کردند. این بربریت و سبُعیّت، اعتراض پزشکان و پرستاران بیمارستان را چنان برانگیخت که پاسداران ناگزیر از عقب نشینی شدند. این رفیق پس از گچ گرفتن دست و پا، به زندان اوین منتقل گردید و در سلول انفرادی تحت بازجوئی قرار گرفت. سرانجام بی هیچ توضیحی او را در 23 اسفند 58 آزاد نمودند. وی که به همین سادگی، رفیق خود را با آن طرز فجیع از دست داده و خود در انتظار فلج کامل دست خویش بود، هنگام خروج از اوین، به اعتراض از زندان بانان می پرسد: «جرم ما چه بود؟» پاسخ می دهند: « تو مجرم نبودی، حمید رضوان عمرش به دنیا نبود، ولی عمر تو به دنیاست»! – همین !
شهادت رفیق حمید رضوان را در اثر ممانعت عمال مزدور و قسی القلب رژیم ولایت فقیه از مداوا و معالجۀ پیکر مجروح و استخوان های درهم شکستۀ وی باید از نمونه های فجیع ترین و تکان دهنده ترین شکنجه گری های ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی به حساب آورد؛ نمونه ای که در نوع خود منحصر به فرد نبوده و موارد بسیاری از این دست در عمر رژیم ولایت فقیه به وقوع پیوسته است.
اما تاریخ به انتقام برمی خیزد! اینک رژیم جمهوری اسلامی است که با پیکری درهم شکسته و در حال خون ریزی جان می کند و رعشه های مرگ را تجربه می کند. دیری نخواهد پائید تا مردم ستم کشیدۀ ایران، بر جسد متلاشی این عفریت طاعونی بایستند و بگویند: « عمر تو به این دنیا نبود» !

Advertisements

Entry filed under: حمید رضوان،مدافع دموکراسی و سوسیالیسم.

رفیق مصطفی رسول نژاد رفیق نورالدین ریاحی ( عضو کمیته مرکزی )

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: