رفیق صادق ریگی

اکتبر 15, 2009 at 6:45 ق.ظ. بیان دیدگاه

از میان خلق تحت ستم و محرومرفیق صادق از میان خلق تحت ستم، محروم و زحمت کش سیستان و بلوچستان برخاسته بود. در نهایت مشقت و سختی، در شهر خود – زاهدان – و در
خانواده ای تهی دست پرورش یافته و تحصیل کرد و سپس برای ادامۀ تحصیل به تهران رفت. موفقیت او در ورود به دانشکدۀ پلی تکنیک تهران، نمونه ای بود از استعداد فرزندان خلق های ستم دیدۀ ایران به آموختن و آگاهی یافتن، استعدادی که عموماً به خاطر فقر و ضرورت کار کردن به جای درس خواندن، و به خاطر فقدان امکانات آموزشی در محل، امکان بروز و پرورش نمی یابد و سرکوب می گردد. رفیق صادق، نه تنها در زمینۀ تحصیل و آگاهی یافتن بر علوم، بلکه در فراگرفتن درس مبارزۀ طبقاتی و آگاهی سیاسی نیز استعداد فرزندان ستم و حرمان را به نمایش گذاشت. او که خود فرزند درد و رنج بود و تحت فجیع ترین ستم ملی و هولناک ترین فقر و عقب ماندگی ناشی از این ستم ملی و ستم سرمایه داری در موطن خود بزرگ شده بود، برای شوریدن علیه بیدادگری، استعدادی ذاتی و طبقاتی داشت. ورود به دانشگاه، که در آن سال ها سنگر خاموشی ناپذیر مبارزه علیه رژِیم شاه و محیط بیداری سیاسی بود، افق آگاهی را در برابر روح شورشی او گشود و سوسیالیسم را به عنوان درمان واقعی و نهائی دردهای مردم ستم کشیده و لگد مال شده، به او شناساند.
رفیق صادق که ابتدا با » سازمان چریک های فدائی خلق ایران» به همکاری می پرداخت، پس از اعلام موجودیت » راه کارگر»، به سازمان ما پیوست و با تمام نیرو و به همراه دیگر هم رزمانش برای تبلیغ مواضع سیاسی انقلابی » راه کارگر» در بلوچستان تلاش کرد. او که هم نظر با سازمان خود، معتقد بود رزیم جمهوری اسلام، یک رژیم ضد مردمی و ارتجاعی است که ستم مذهبی را نیز بر ستم سرمایه داری و ستم ملی می افزاید، تلاش برای افشاء این رژیم و پرده بر گرفتن از ماهیت ضد مردمی و ارتجاعی آن را در میان مردم بلوچستان، نخستین و حیاتی ترین وظیفۀ انقلابی خود تلقی کرده و این وظیفه را به همراه ترویج ایده های سوسیالیستی در میان جوانان بلوچ به طور خستگی ناپذیری به پیش برد. کوشش برای پی ریزی یک تشکیلات بومی وابسته به » راه کارگر» نیز از جمله تلاش های انقلابی او و همرزمانش بود. همین تلاش های بی وقفه و مبارزۀ انقلابی و جسورانه، سبب حساسیت فوق العادۀ مزدوران رژیم ولایت فقیه نسبت به رفیق صادق شد و او به خاطر مشکلات امنیتی، از زاهدان به تهران منتقل گشت؛ و این در شرایطی بود که سازمان ما دورۀ بسیار خطیر و حساس انتقال به فعالیت زیر زمینی و استقرار امنیتی خود تحت پیگردها و سرکوب های گسترده و خونین سال 60 را از سر می گذراند. در چنان شرایطی، گسست هایی در برخی روابط به وجود آمده بود و رفیق صادق نیز با انتقال به تهران، برای مدتی ارتباط خود را با سازمان از دست داد. اما علیرغم تمام مشکلاتی که در چنان موقعیتی گریبانش را گرفته بود، یک دم اراده و روحیۀ رزمی خود را از دست نداده و با بردباری، تحمل مشقات و خطرات بسیار، موفق شد با سازمان تماس بگیرد. او به سرعت و با نفسی تازه، دست در دست دیگر رفقای هم سنگرش، برای پیاده کردن خط کارگری سازمان و سازمان دهی توده ای، به عرصه نوینی از فعالیت خود قدم نهاد و بدین منظور، خود نیز در محیط کارگری مستقر شد و فعالیت انقلابی در میان کارگران را آغاز کرد. اما افسوس که این دوره از فعالیت او در گام های نخستین متوقف شد. عمال رژیم، این فرزند دلاور خلق بلوچ، مدافع پیگیر و راستین حق خلق ها برای تعیین سرنوشت خود، و پویندۀ خستگی ناپذیر راه سوسیالیسم، یعنی تنها راه رهائی کارگران، زحمت کشان و همه خلق های تحت ستم را شناسائی و دستگیر کردند و به جوخۀ آتش سپردند.
صادق و کمونیست هایی چون او، فقط فرزند خلق بلوچ نیستند؛ آنان با مرگ سرخ خود به پرچم خلق بلوچ تبدیل می شوند. خلقی که بی رحمانه ترین ستم ملی و سیه روزی را از رژیم سلطنتی و نظام سرمایه داری نصیب برده؛ ستم خان ها و سران عشایر، استخوانش را سوخته و رژیم اسلامی نیز ستم مذهبی را بر این همه افزوده، به تجربه و یا فعالیت آگاه گرانۀ کمونیست هایی چون صادق در می یابد که تنها راه قطعی رهائی از ستم ملی، ستم مذهبی و ستم های سیاسی و اجتماعی سرمایه داری، گرد امدن تمامی خلق های تحت ستم، تمامی زحمت کشان و محرومین و همۀ استثمار شوندگان و ستم دیدگان، در زیر پرچم سرخ طبقه کارگر ایران است؛ پرچمی که از خون کمونیست ها و کارگران رنگ می گیرد.

چرا درخت، بدین سان دردناک،
بر خاک غلطید؟
انسانی که به خاک می افتد،
تبدیل به مشت زمین می شود،
خونش منجمد می گردد
مثل خاکسترهایی که به سنگ مبدل می شوند.
بعد پروانه ها زاده می شوند،
و بنفشه های جنگلی، و مورچگان فنا ناپذیرند
و کودکان
که در کف دست هایشان – زمان –
به جنبش در می آید.
از کتاب : بوی سبز نخل های سوخته»
اثر: که وه نیا ترجمه: غلامحسین متین

Advertisements

Entry filed under: صادق ریگی،فرزند خلق بلوچ.

رفیق ….. رودسری رفیق مصطفی رسول نژاد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: