رفیق رحمت الله خشک دامن (کاک ناصر )

اکتبر 17, 2009 at 2:30 ق.ظ. بیان دیدگاه

متکی بخود،مستقلرفیق رحمت الله خشک دامن ( کاک ناصر ) در سال 1329 در شهرستان لنگرود در یک خانوادۀ زحمت کش دهقانی چشم به جهان گشود. وی از هنگام نوجوانی به دلیل زندگی در میان توده های محروم و درک رابطۀ زندگی توأم با فقر و رنج آنها با حاکمیت شاهی، کینه ای عمیق نسبت به نظام سرمایه داری و استبداد حاکم در سینه اش زبانه کشید و از همان دوران تحصیل در دبیرستان با دست یابی به سلاح مارکسیسم – لنینیسم و برای تبلیغ و ترویج مارکسیسم انقلابی، فعالانه به مبارزه روی آورد. ورود او به دانشگاه که همزمان با شکل گیری جنبش مسلحانه در نیمۀ دوم دهۀ چهل بود، تأثیر به سزائی بر وی داشت. شرکت در محافل مارکسیستی که در آن سال ها شکل می گرفت، او را به جرگۀ کمونیست هایی وارد کرد که تشکیلات شمال » ستاره سرخ» را بنیاد نهادند و در همین رابطه و در تداوم مبارزۀ انقلابیش در سال 50 دستگیر و با قامتی استوار از زیر شکنجه های دژخیمان ساواک سرافراز بیرون آمد. و در جریان دادگاه » ستاره سرخ» به قول رفیق شهید علیرضا شکوهی، رحمت از جمله رفقائی بود که همراه رفیق شهید علی مهدی زاده به منظور کوتاه کردن دست دژخیمان از جان رفقایش، و ممانعت از اعدام آنها، مبتکر و پیش نهاد دهندۀ دفاع ایدئولوژیک بدون توجه به سطح پروندۀ همه متهمین بود. حاصل برخورد قوی و دفاع ایدئولوژیک رفیق در دادگاه، 10 سال زندان برای او بود، که برای رحمت مکانی دیگر و عرصۀ جدیدی برای ادامۀ راهش بود.
رفیق رحمت پس از ماه ها زندگی در سیاه چال های اوین، قزل قلعه، موقت شهربانی ( کمیته) و زندان قصر، بالاخره در بهمن ماه 1351 همراه با عده ای از مبارزان دیگر به زندان عادل آباد شیراز تبعید شد. رحمت از جمله رفقائی بود که در تمام دوران مبارزاتش، چه در زمان سلطنت نکبت بار پهلوی و چه در حاکمیت به غایت ارتجاعی فقهای اسلام، هیچ گاه نه تنها قدمی به عقب ننهاد، حتّی لحظه ای نیز در مبارزه تردید نکرد. او همواره با مناسبات ناسالم برخوردی جدی و مبارزه جویانه داشت و دقیقاً همین روحیۀ سازش ناپذیری با انحرافات بود که روز به روز موضع او ا در برابر دشمن طبقاتی اش مستحکم تر و استوارتر از پیش می کرد. همۀ آنهائی که رفیق رحمت را در زندان های تهران و شیراز دیده بودند، قاطعیت و سازش ناپذیری و جدیّت او را می شناسند. از جمله رفقائی بود که همواره بر روی مسائل موجود جنبش، پی گیرانه کار می کرد. رحمت با تمام وجودش مبارزان را دوست داشت و برعکس با همان شدت به عناصر خائن و انهائی که به مبارزه پشت کرده و به دشمن روی آور می شوند، نفرت داشت. او جسور، قاطع، صریح و صمیمی بود و بسیار فروتن.
رفیق رحمت پس از 7 سال زندان و به دنبال مبارزات مردم از زندان آزاد شد و به دریای پرخروش جنبش انقلابی پیوست و با تمام توان و تجربۀ خود در قیام شرکت کرد و با شرکتش در خلع سلاح تعدادی از پادگان ها و کلانتری ها و سایر مراکز نظامی رژیم، بر تجربیات انقلابی خود افزود.
رفیق تا آخرین روز زندانیش در زندان عادل آباد شیراز، از زمره سالم ترین محافل سیاسی درون جنبش مسلحانه بود و به همین دلیل و نیز به دلیل سازش ناپذیری با انحرافات و روابط ناسالم، پس از آزادی از زندان و برخورد با » سازمان چریک های فدائی خلق» و با درک انحرافات آن سازمان، قاطعانه با آن مرزبندی کرده و همراه با رفقای شهید پرویز جهان بخش و احمد معین ( رفیق آرام) و … به : سازمان کارگران انقلابی ایران» (راه کارگر) پیوست و در سازمان دهی تشکیلات گیلان سازمان ما نقش ارزنده ای را ایفا نمود و در سال 59 در تداوم بی وقفۀ مبارزۀ انقلابیش همراه با رفیق و یار همیشه همراهش پرویز جهان بخش، از طرف سازمان به کردستان اعزام گردید. » کاک ناصر» و » کاک نادر» پس از ورودشان به کردستان در مبارزه علیه بعضی گرایشات انحرافی در کمیتۀ کردستان فعالانه شرکت کردند و پس از تصفیۀ عناصر راست و منفعل، با احیاء تشکیلات کردستان، تحرک و شادابی جدیدی را در روحیۀ تمامی رفقای کردستان به وجود آوردند.
دو سال مبارزه و شرکت رفیق در عملیات و هدایت تشکیلات کردستان، تلاشی دیگر بود برای تحقق اهداف انقلابیش. رفیق یک بار که از مأموریت سازمانی باز می گشت، توسط مزدوران رژیم جمهوری اسلامی به اسارت در آمد، اما این بار نیز بلشویک وار در برابر جلادان ایستاد و با تحمل شدیدترین و وحشیانه ترین شکنجه ها و بهره گیری از تجارب پر بار خود، که حاصل سال ها مبارزۀ انقلابی بود، موفق به گمراه کردن دشمن و آزادی از زندان گردید. و سرانجام رفیق رحمت یکی از کادرهای جنبش کمونیستی ایران و یکی از چهره های افتخار آفرین سازمان ما، که مسئولیت کمیتۀ کردستان سازمان را به عهده داشت، طی یک مأموریت سازمانی به همراه رفیق عبدالباقی کاویان ( کاک باقی)و چند تن دیگر از یارانش، دچار برف و بوران شدید گردید و پس از یک شبانه روز تلاش برای نجات جان همراهانش، در نیمه شب 16 دی ماه 1361 قلبش از حرکت باز ایستاد. ما راه سرخش را می رویم و از راه نمی مانیم، زیرا که ما بسیاریم.

Advertisements

Entry filed under: رحمت الله خشک دامن ، (کاک ناصر) ، سازش ناپذیر ، قاطع.

رفیق غلامرضا خضرایی رفیق امیر خلیلی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: