رفیق پرویز جهانبخش (کاک نادر)

اکتبر 20, 2009 at 3:19 ق.ظ. بیان دیدگاه

پرویز از پاک بازانی بود که از ابتدا کول بارش را در راه رهائی کارگران و زحمت کشان بسته بود اگر انسان زندگی را بی مرگ می خواهد، برای جاودان داشتن تمامی آن چیزهایی است که دوستشان می دارد. دوست داشتنی ترین چیزها اما خود زندگی است در دنیای آزاد از بندها و نتایج تبعی نظامات بهره کش و خود کامه؛ که تاریخ نوین بشر دفتر خویش می گشاید تا نتایج دفاتر گذشته و نقش زندگی روشن فردا را در آن منعکس سازد. دفتر نوین تاریخ بشر در دل محرومیت ها، مصائب، جنگ ها و قهرمانی های انسان ها طی قرن ها پرداخت شده که در هنگام پیروزی پیکار نهایی طبقات، آمادۀ درج جمع بندی های دفاتر گذشته و طرح و نقش زندگی فرداست. و قهرمانانی که در این راه، زندان و شکنجه و تبعید و اعدام را پیشاروی خود دارند، چه فاتحانه در نبرد خویش و دل بستگی های جاری زندگی، از تمامی آن چیزهایی که دوستشان می دارند، می گذرند تا در دنیای آزاد بر بستر این تاریخ نوین، تمامی آنچه را که دوست می دارند، برای بشریت جاودان ماند! آری، قهرمانی های رفیق پرویز جهان بخش از این دست است.
چهرۀ مصمم و صمیمی وی برای اغلب مبارزان دورۀ آریا مهری، چهره ای آشناست. در سال 1329 در » زاکله بر» از توابع سیاهکل لاهیجان، در خانواده ای دهقانی متولد شد. پس از دورۀ دبیرستان، در لباس » سپاهی دانش» عازم روستاهای کردستان شد و کوشید انچه در توان دارد، در آگاهگری نوباوگان و نسل رزم جوی کردستان به کار بندد. کوشید آنچه می تواند به مردم بیاموزد؛ آنچه می بایست از زندگی بیاموزد، آموخت. مشاهدۀ فقر و محرومیت مردم کردستان و چنگال ستمگری ملی و طبقاتی که پیکر خلقی را در هم می فشرد، نفرت و کین پرویز را نسبت به نظام آریا مهری در وجودش شعله ور می ساخت. از همان آغاز جوانی مارکسیسم- لنینیسم برای پرویز سلاحی بود جاودان و حیات بخش که تا آخرین لحظۀ حیاتش با اتکاء به آن در پی راه های نوین رهائی بود. به دنبال حماسۀ سیاهکل، همراه با تعدادی از هم فکران و یارانش، گروهی به حمایت از جنبش مسلحانه سازمان داد و در همین رابطه در سال 50 به اسارت ساواک درامد. شکنجه های وحشیانل دژخیمان ساواک به آبدیدگیِ فولاد اراده و استحکام عزم سترکش می افزود. شش سال زندان به حکم دادگاه نظامی شاه، پاسخ رژیم آریا مهری به جسارت و سرسختی او بود. یک سالی از دورۀ محکومیتش در زندان های تهران نگذشته بود که زندانبانان عاصی از شجاعت و مبارزه جوئی اش را به تبعید وی به زندان عادل آباد شیراز واداشت. پرویز همواره برای بزرگانی که زیر شکنجه مقاومت های غرور آفرین از خود نشان می دادند،، احترام خاصی قائل بود و هم از این رو رفیق شهید همایون کتیرائی برای وی واقعاً یک الگو به شمار می رفت. کینۀ خاص مزدوران ساواک به او چنان بود که حتّا پس از اتمام دورۀ محکومیت رهایش نساختند و پرویز هنگامی راه به بیرون یافت که سیل خروشان انقلاب 57 درِ زندان ها را یک به یک می گشود. با رهائی از زندان، پرویز به امواج انقلاب توده ها پیوست و با شرکت فعالش در قیام بهمن، قهرمانی های جاودان از خود بجا گذاشت.
پرویز همچون یار همیشه همراهش رفیق شهید رحمت الله خشک دامن (کاک ناصر)، تا آخرین روزهای زندان به مشی چریکی وفادار بود و پس از دورۀ زندان و برخورد به مواضع سازمان فدائی، راه سرخ پرولتاریا را یافت و در کنار سایر رفقایش به سازمان » راه کارگر» پیوست و در تشکیلات گیلانِ سازمان، به سازمانگری ارادۀ انقلابی توده ها پرداخت.
پرویز از پاک بازانی بود که از ابتدا کول بارش را در راه رهائی کارگران و زحمت کشان بسته بود و در این راه سرسختی و قاطعیت لازم در برخورد با انحرافات و اشکالات را همواره با خود داشت. معیار انقلابی در انتخاب یاران و رفقا برای پرویز، تنها شاخص ارزنده بود و هم از این رو خود دارای والاترین خصائل انقلابی و کمونیستی بود؛ پرویز همان سان که عاطفه و عشق بی حد به رفقایش دریائی از محبت و صمیمیت بی کرانه را در روابطش می گشود، در برابر دیگرانی که با این معیار خوانائی نداشتند، سرسخت و آشتی ناپذیر بود. تزلزل و تردید، هرگز در زندگی اش جائی نداشت و هرجا که مبارزه بود، پرویز سخت کوش و مبارزه جو را می توانستی یافت!
پرویز در اردیبهشت 59، به هنگام انقلاب فرهنگی فقاهتی و حملۀ چماق داران رژیم به دانشگاه، در دفاع از این سنگر آزادی دستگیر شد و طی چهار ماه شکنجه و فشار وحشیانه پاسداران ولایت فقیه، آن چنان که شایستۀ او بود در برابر تشبثات دشمن به افشای اسرار سازمانی توسط وی، لب از لب نگشود و سرانجام دشمن مستأصل رهایش ساخت. پس از رهائی از چنگ رژِیم، به کمیتۀ خوزستان اعزام گردید و از انجا به سنگری دیگر …
پرویز همواره داوطلب سخت ترین مسئولیت ها بود و انجام سخت ترین امور برایش گویا شادابی و تحرک بیشتر در مسیر مبارزه فراهم می کرد. در امتداد راهش در اواخر 59، همراه با کاک ناصر، این بار به عنوان مسئول سیاسی تشکیلات سنندج به کردستان اعزام شد تا تحرک و شادابی خود همچون اراده و اعتماد به نفس پولادینش را در شاخه ی کردستان سازمان جاری سازد. و » کاک نادر» چه خوب شانه به شانۀ رفیق رحمت الله خشک دامن (کاک ناصر) از عهدۀ این کار برآمد. مبارزۀ قاطع و سنجیده اش با عناصر راست و منفعل در شاخۀ کردستان سازمان که سرانجام به تصفیۀ این عناصر از تشکیلات سازمان در منطقه منجر شد، فراموش ناشدنی است، همچون خستگی ناپذیری او در جرگۀ پیش مرگان دلاور سازمان تا آخرین لحظۀ حیات، و نقش ارزنده اش در تشکیلات سنندج سازمان.
سرانجام در 14 آذر 60، هنگامی که همراه عده ای از رفقا عازم مأموریت سازمانی بود، در درگیری اشتباهی پیش مرگان یکی از سازمان های کُرد، به ضرب گلوله زخمی شد و علارغم تلاش تمامی رفقا در نجات جانش، به شهادت رسید. با از دست دادن پرویز، یکی از ارزنده ترین کادرهای جنبش کمونیستی ایران را از دست دادیم.
نام و یادش ترانۀ سرخی است که در کردستان خونین و سرتاسر ایران، هرجا که سنگری هست، خاصه در کارخانه ها و در میان کارگران انقلابی ایران، طنین انداز است. جاودان باد نام و یاد او!

Advertisements

Entry filed under: پرویز جهان بخش ، ( کاک نادر) ، راد مرد پایمرد.

رفیق حمید جلیلی ارومیه رفیق لطیفه جواهریان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


ما بسیاریم

6933_102092729808071_100000220343895_56806_4034865_n


f2 ارسال به فیس بوک
----------------------------------
 دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر در فیسبوگ

" دفتر یادبود جانباختگان راه کارگر " در فیسبوگ

تقویم

اکتبر 2009
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   فوریه »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Feeds


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: